تاکید بر مقوله «نفوذ» در بیانات رهبر انقلاب

دیدار هزاران نفر از فرماندهان گردان های رزمی بسیج با حضور در حسینیه امام خمینی(ره) با رهبر معظم انقلاب «امام خامنه ای» در آستانه 5 آذر، «روز بسیج مستضعفین»
فرمایشات رهبر انقلاب در دیدار فرماندهان بسیج بر موضوع بسیار مهمی به نام «نفوذ» متمرکز بود. ایشان با اشاره به برنامه ریزی های دشمنان جمهوری اسلامی ایران جهت نفوذ در کشور تاکید کردند که هم اکنون دشمنان انقلاب به نفوذ در افراد اکتفا نمی کنند، بلکه پروسه دیگری از نفوذ به نام «نفوذ جریانی» را آغاز کرده اند.
این اولین بار نیست که امام خامنه ای به مقوله «نفوذ» اشاره می کنند، ماه گذشته رهبر معظم انقلاب اسلامی، در دیدار با فرماندهان و کارکنان نیروی دریایی سپاه نیز به سناریوی نفوذ دشمنان انقلاب به بهانه مذاکره اشاره و تأکید کردند: دشمنان به دنبال تغییر محاسبات مسئولان و تغییر افکار مردم، به ویژه جوانان هستند و همه باید هوشیار و بیدار باشند.
بررسی محتوای بیانات چند ماه اخیر رهبر معظم انقلاب نشان می دهد، همه سخنرانی های معظم له در این مدت بر محور «نفوذ» متمرکز بوده و ایشان به انحای مختلف تلاش دشمنان برای «نفوذ» به ساختارهای سیاسی، اقتصادی و به ویژه فرهنگی کشور در شرایط پسابرجام را به اقشار و طیف های مختلف جامعه ایران گوشزد می کنند.
تمرکز امام خامنه ای بر سناریو «نفوذ»، به این جهت صورت گرفته، چون ایشان این سناریو را هسته مرکزی تغییر و چرخش سیاست ها و راهبردهای آمریکا از راهبردهای تقابلی به تعاملی و زمینه چینی برای نفوذ از طرق گوناگون سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و امنیتی ملاحظه می کنند.
بنابراین تاکیدات و تصریحات مقام معظم رهبری بر مقوله نفوذ حاکی از اهمیت این مقوله و داشتن درک کامل از عمق پیامدهای این سناریو در صورت عدم توجه داخلی به مقابله با آن است.
به ویژه آن که امام خامنه ای به جدیت آمریکا در پیاده کردن این طرح از طرق و راه های مختلف از جمله «مذاکره سیاسی» پی برده اند، از این رو با تکرار و تاکید از یک سو و تبیین موضوع و روشنگری نسبت به برخی کج فهمی ها و شبهات ایجاد شده در جامعه از جمله در میان روشنفکران و نخبگان ابعاد و زوایای مختلف و نادیده گرفته شده این مقوله را تبیین و تشریح کرده و نسبت به سهل انگاری و سهل اندیشی در برابر آن به شدت هشدار می دهند.
تمرکز و تاکید رهبر معظم رهبری بر مقوله «نفوذ» از فهم هوشمندانه ایشان از ماهیت این سناریو که هدف آن فراهم کردن زمینه نفوذ آمریکا و غرب در ایران پسابرجام است، نشات می گیرد و برای کسی جای کوچکترین شک و تردیدی باقی نمی گذارد که محور تازه سیاست های راهبردی آمریکا معطوف به نفوذ در لایه ها و ساختارهای نظام است و مسئولان و نخبگان باید به فکر برنامه ها و طرح هایی برای مقابله با نفوذ باشند.
دشمنان انقلاب وقتی دیدند که هیچ یک از سیاست ها و برنامه های تقابلی آنها از تحریم و فشارهای اقتصادی گرفته تا منزوی ساختن سیاسی ٓ بین المللی ایران و خرابکاری امنیتی و تخریب هویت اسلامی و ایرانی و متزلزل کردن اعتقادات جوانان و جامعه ایران راه به جایی نبرده، این بار سیاست «تعامل» را پیش گرفتند و ساز «اقتضای دنیای امروز تعامل و دیپلماسی است»، را سر دادند و در لفافه وارد کردن ایران به بازی های منطقه ای و جهانی تلاش می کنند، زمینه های نفوذ پنهان، آرام و تدریجی در ایران اسلامی فراهم کنند.
سرمایه گذاری هدفمند جهت نفوذ اقتصادی، با بهبود ظاهری فضای کسب و کار و تولید و اشتغال و مصرف و جلوگیری از شکل گیری اقتصاد مقاومتی از دیگر سیاست های آمریکا برای نفوذ در جمهوری اسلامی ایران است.
با این حال امام خامنه ای بیشتر از نفوذ سیاسی و اقتصادی، بر نفوذ فرهنگی تاکید دارند و آن را خطرناک تر از ابعاد دیگر نفوذ می دانند، چون فعالیت در این عرصه بسیار آرام، تدریجی و پنهانی صورت می گیرد. تغییر ذهنیت جوانان و سست کردن اعتقادات و نشانه گرفتن ارزش ها و دستکاری اصول و مبادی انقلابی جوانان در این عرصه حادث می شود، عرصه ای که نه تنها نبرد جاری در آن را کسی نمی بیند، بلکه در سکوت مطلق بدون آنکه نشانی از خود برجا بگذارد، اهداف خود را قلع و قمح می کند.
به همین دلیل است که مقام معظم رهبری با تأکید بر اینکه ایران هیچ مخالفتی با اصل مذاکره با کشورها، اعم از اروپایی و غیر اروپایی ندارد، اما موضوع مذاکره با آمریکا را متفاوت می دانند، چون ایشان به خوبی دریافته اند، آمریکایی ها اهداف دیگری را از مذاکره و توافق با جمهوری اسلامی ایران دنبال می کنند و به مذاکره و توافق به عنوان فرصتی برای تغییر دادن و متحول کردن بنیان های فکری، دینی و فرهنگی جامعه ایران و فراهم کردن زمینه القا و تزریق ارزش های خود نگاه می کنند.
امام خامنه ای با اشاره به اینکه مسئولان، مدیران، نخبگان و افراد مؤثر در تصمیمات کلان هدف های مشخص پروژه نفوذ هستند، بر عدم کم رنگ جلوه دادن اصل و ماهیت واقعی این مقوله و عدم کاستن از اهمیت آن با استناد به مقولاتی مانند سوء استفاده احتمالی و جناحی برخی اشخاص تاکید کرده و نسبت به گرفتار شدن در ورطه «مسائل حاشیه ای» هشدار دادند.
در این راستا به نظر می رسد، تقویت بنیه اعتقادی و ذهنیت اجتماعی مردم، به ویژه جوانان و تبیین و روشنگری استدلالی و اقناعی از اهداف و پیامدهای نفوذ و همچنین، ارائه نمونه های تاریخی از خدعه و فریب آمریکایی ها در سایر جوامع بر ای گستردن دام نفوذ و سلطه گری می تواند، یکی از راهبردهای مؤثر در مقابله با مقوله نفوذ باشد.
مقام معظم رهبری:مقوله نفوذ جدی است

رهبر انقلاب: کسانی که بسیج را به افراطی گری متهم می کنند، پروژه نفوذ را تکمیل میکنند
رهبرمعظم انقلاب اسلامی در همین زمینه با انتقاد شدید از کسانی و جریانهایی که با اتهام افراطی گری، بسیج را تخطئه می کنند فرمودند: نمی گوییم این افراد و جریانها، این کار را آگاهانه انجام می دهند اما با این اتهامات، دانسته یا ندانسته، خاکریز مستحکمِ بسیج را تضعیف و پروژه خطرناک نفوذ دشمن را تکمیل می کنند.
رهبر معظم انقلاب اسلامی، در دیدار دو هزار و پانصد نفر از فرماندهان بسیج، این نهاد را «نماینده پر برکت و بالنده مجموعه ملّت» خواندند و ضمن تبیین روشهای دشمنی استکبار با ملّت ایران تأکید کردند: ملّت ایران در نزاع و جنگ واقعی جبهه استکبار با «جبهه هویت خواه و استقلال طلب»، به وظایفش در دفاع از مظلومان به ویژه ملّت شجاع فلسطین و انتفاضه ی کرانه باختری عمل خواهد کرد.
حضرت آیت الله خامنه ای با تبریک ۵ آذر سالروز فرمان تشکیل بسیج، آن را هنر امام(ره) و پدیده ای ابتکاری و مبارک خواندند و گفتند: تشکیل گروههای مقاومت در برخی کشورها و در دوران مبارزه با اختناق، سابقه داشته است اما اینکه گروههای مقاومت بعد از مرحله پیروزی باقی بمانند، بالنده تر شوند و از لحاظ کمیّت و کیفیّت توسعه یابند فقط مخصوص بسیج است.
رهبرمعظم انقلاب اسلامی در تعریف دقیق بسیج گفتند: بسیج برخاسته از متن مردم و نماینده مجموعه ملّت است و بسیجیان آحاد مردمی هستند که با هدف والای الهی و با روحیه خستگی ناپذیر، در هر میدانی که لازم باشد، حضور پیدا می کنند و استعداد خود را بروز می دهند و از خطرات این راه نیز نمی هراسند.
حضرت آیت الله خامنه ای بروز و توسعه استعدادهای مردمی در قالب بسیج را یکی از حقایق شگفت آور بسیج خواندند و خاطرنشان کردند: علاوه بر سرداران نام آور و بزرگ دفاع مقدس، افراد برجسته ای نیز که در عرصه علم و فناوری همچون شهدای هسته ای، کارهای بزرگی انجام داده و میدهند، در واقع بسیجی بوده و هستند.
ایشان از جمله ویژگیهای مهم بسیج را حضور در عرصه های مختلفِ نظامی، علمی، فناوری، هنری، فرهنگی و اقتصاد مقاومتی برشمردند و افزودند: به مسئولان دولت سفارش کرده ام که در اقتصاد مقاومتی از ظرفیت بسیج استفاده شود اما فرماندهان بسیج باید بسیار مراقب باشند زیرا مسائل مالی و اقتصادی از مواردِ بسیار لغزنده و از دام های دشمن است.
رهبرمعظم انقلاب اسلامی هدف بسیج از حضور در عرصه های مختلف را دفاع از آرمانها، ارزشها و هویت انقلابی و ملّی در مقابل دشمن «غدار، زرنگ، متقلّب و شیطان صفت» خواندند و گفتند: دولت آمریکا امروز مظهر دشمنی استکبار با ملت ایران است.
ایشان با تأکید بر اینکه اکنون درگیری اصلی در عرصه جهانی میان جبههی حرکت استکباری به سردمداری آمریکا و جبهه ی حرکت ارزشی و استقلال ملی و هویتی با محوریت جمهوری اسلامی ایران است، افزودند: استکبار علاوه بر سازمانها و دستگاههای سیاسی، از قدرت مالی و پشتوانه کمپانی ها و شرکت های بزرگ صهیونیستی برخوردار است و در واقع جبهه ی استکبار با استفاده از مثلثِ زر و زور و تزویر در حال برنامه ریزی مستمر است.
رهبر معظم انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: تزویر در عملکرد دستگاههای سیاسی و دیپلماسی استکبار یعنی در همان حالی که به شما لبخند می زنند و شما را در آغوش می گیرند، خنجر خود را در قلبتان فرو می کنند.
ایشان با اشاره به ضرورت هوشیاری دائم در مقابل شیوه های مختلف «دشمنی سخت و نرم استکبار» خاطرنشان کردند: از جمله موضوعات بسیار مهم در دشمنی نرم، استفاده از پروژه «نفوذ» است.
رهبر انقلاب افزودند: برخی به طرح موضوع نفوذ واکنش نشان دادند و گفتند که از این موضوع، استفاده جناحی می شود البته اگر کسانی از آن استفاده جناحی می کنند، کار اشتباهی است، اما این حرفها نباید موجب غفلت از اصل موضوع «نفوذ» و فراموشی آن شود.
حضرت آیت الله خامنه ای گفتند: مهم این است که بدانیم و باور کنیم که دشمن در حال طراحی و برنامه ریزی در این زمینه است.
رهبر انقلاب «نفوذ موردی» و «نفوذ شبکه ای و جریانی» را دو روش عمده طراحان و برنامه ریزان این پدیده برشمردند.
ایشان در تبیین نفوذ موردی که نمونه های زیادی در گذشته و حال دارد، خاطرنشان کردند: در این شیوه که در دستگاههای سیاسی، حکومتی و حتی دینی سابقه ای طولانی دارد، عناصر نفوذی با زدن ماسکِ رفتاری یا گفتاری و در چهره دوست، در خانه افراد مورد نظر یا دستگاه و تشکیلات فرد مسئول ورود می کنند.
حضرت آیت الله خامنه ای «جمع آوری اطلاعات» و «جاسوسی» را از جمله اهداف نفوذ موردی خواندند اما تأکید کردند: هدف مهمتری که در نفوذ موردی تعقیب می شود «تصمیم سازی» است.
ایشان افزودند: در روش تصمیم سازی، فرد نفوذی تلاش می کند نگاه مسئول یا شخص مؤثر در حرکتهای جامعه و کشور را در قبال مسائل مختلف تغییر دهد تا او همان تصمیمی را بگیرد و حرکتی را انجام دهد که آنها می خواهند.
رهبرمعظم انقلاب اسلامی «نفوذ جریانی و شبکه ای» را خطرناک تر از روشهای دیگر خواندند و افزودند: در این روش، دشمن عمدتاً با دو وسیله ی «پول و جاذبه های جنسی»، در درون ملّت و در داخل کشور شبکه سازی می کند تا آرمانها، باورها، و در نتیجه سبک زندگی را تغییر دهد.
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: در نفوذ بسیار خطرناک جریانی، مجموعه ای از افراد با هدفی دروغین، با روشهای متفاوت با هم مرتبط می شوند تا نگاه آنها به مسائل مختلف به تدریج تغییر کند و شبیه نگاه دشمن شود.
رهبر معظم انقلاب اسلامی این تغییر نگاه را زمینه ساز تغییر آرمانها، باورها و ارزشها دانستند و گفتند: به این ترتیب بیگانگان، بدون شناخته شدن و به خطر افتادن، اهداف خود را محقق می کنند.
حضرت آیت الله خامنه ای مسئولان، مدیران، نخبگان و افراد مؤثر در تصمیمات کلان را هدفهای مشخص پروژه نفوذ خواندند و بار دیگر تأکید کردند: نباید با استناد به سوءاستفاده احتمالی و جناحی برخی اشخاص، اصل قضیه نفوذ و اهمیّت این مسئله را کمرنگ جلوه داد.
ایشان «مسائل حاشیه ای» را مکمل جریان نفوذ خواندند و افزودند: در این قضیه، کسانی که بر ارزشها و اصالتها پای می فشرند به افراطی گری و تندروی متهم می شوند تا در سایه سکوت آنها و تضعیف تدریجی ارزشها و آرمانها، زمینه تحقق اهداف پروژه نفوذ فراهم شود.
رهبرمعظم انقلاب اسلامی در همین زمینه با انتقاد شدید از کسانی و جریانهایی که با اتهام افراطی گری، بسیج را تخطئه می کنند افزودند: نمی گوییم این افراد و جریانها، این کار را آگاهانه انجام می دهند اما با این اتهامات، دانسته یا ندانسته، خاکریز مستحکمِ بسیج را تضعیف و پروژه خطرناک نفوذ دشمن را تکمیل می کنند.
ایشان با توصیه و نصیحت به کسانی که از جایگاهها و تریبون های مختلف، حامیان اصالتها و بنیانهای انقلاب را تضعیف و تخطئه می کنند، افزودند: نباید هرکسی از ارزشها و محکمات انقلاب و امام(ره) گفت با اتهام جناحی گری و افراطی گری روبرو شود.
حضرت آیت الله خامنه ای در بخش دیگری از سخنانشان با اشاره به رشد و بالندگی و «تأثیرگذاری و برکات مستمر بسیج» خاطرنشان کردند: آینده بسیج، درخشان است اما باید مراقب آفاتی بود که بویژه از درون، درخت تنومند بسیج را تهدید می کند.
رهبر معظم انقلاب اسلامی، غرور، غفلت ناشی از غرور و ورود به مسابقه زرق و برق دنیوی را از جمله آفات درونی دانستند که بسیج و بسیجیان باید کاملاً مراقب آنها باشند.
حضرت آیت الله خامنه ای در تبیین اولویتهای بسیج، تقوا و بصیرت را مورد تأکید قرار دادند و افزودند: باید صحنه داخلی کشور، رد پای دشمنان و نقاط استحکام درونی را خوب درک کنیم و جایگاه رفیع و پر عزت ملّت ایران را در منطقه و جهان بشناسیم.
ایشان با انتقاد از کسانی که با احساس حقارت در مقابل غرب، تواناییها و ظرفیّتهای عظیم ملّت ایران را انکار می کنند افزودند: البته در داخل، ضعفهایی وجود دارد اما نباید با شیفتگی در مقابل بیگانگان و تحقیر ملّت، جایگاه مهم ایران در منطقه و جهان و دستاوردها و تواناییهای این مردم «بزرگ، عزیز و شرافتمند» را نادیده گرفت.
حضرت آیت الله خامنه ای آمادگی روزافزون را از دیگر اولویتهای بسیج خواندند و تأکید کردند: نمی توانیم در نزاع جبهه استکبار با جبهه ارزشها و استقلال طلبی بی تفاوت باشیم و بر همین اساس مواضع جمهوری اسلامی ایران در قضایای مختلف منطقه بویژه موضوع فلسطین و مسائل بحرین، یمن و سوریه و عراق کاملاً روشن و منطقی است.
رهبرمعظم انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه هدف اصلی جبهه استکبار به فراموشی سپرده شدن آرمان فلسطین است، گفتند: با وجود همه تلاشهای جبهه استکبار و حتی همراهی دولتهای عربی، انتفاضه مردم فلسطین در کرانه باختری آغاز شده است.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به عملکرد ظالمانه رسانه های استکباری درخصوص موضوع فلسطین، خاطرنشان کردند: این رسانه ها، مردمی را که در اعتراض به اشغال سرزمین خود و نابودی خانه هایشان، سنگ پرتاب می کنند، تروریست می نامند! و در حمایت از گروهی که زندگی و آبروی فلسطینی ها را نابود کرده است، می گویند «از خود دفاع می کند».
ایشان افزودند: آیا چنین برخورد و نگاهی به موضوع فلسطین، خطا و ظلم کوچکی است که بتوان از کنار آن به راحتی گذشت و بی تفاوت بود.
رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: ما از حرکت مردم فلسطین با همه وجود و هرگونه و تا هر زمان که بتوانیم، دفاع خواهیم کرد.
حضرت آیت الله خامنه ای به موضوع بحرین نیز اشاره کردند و گفتند: گناه مردم بحرین چیست؟ آیا آنها خواهان چیزی جز حق رأی برای هر یک از
مردم هستند؟ آیا این، دموکراسی نیست! مگر غربی ها مدعی حمایت از دموکراسی نیستند؟
ایشان با اشاره به فشار و اهانت به مردم بحرین و تحقیر آنها از جانب یک اقلیت ظالمِ صاحب قدرت افزودند: کار این اقلیت ظالم به جایی رسیده است که به مقدسات و عزاداری محرم مردم بحرین توهین می کند.
رهبرمعظم انقلاب اسلامی همچنین به ماهها حملات بی وقفه به مردم مظلوم یمن اشاره کردند و گفتند: در چنین شرایطی دستگاههای مدعی دموکراسی و حقوق بشر، از کسانی که مردم یمن را آماج حملات قرار داده اند، حمایت می کنند.
حضرت آیت الله خامنه ای در مورد مسائل سوریه و عراق نیز خاطرنشان کردند: جبهه استکبار، در این دو کشور از خبیث ترین و شقی ترین تروریست ها حمایت می کنند و در سوریه اصرار دارند که نحوه تشکیل حکومت از طرف آنها مشخص شود.
ایشان گفتند: شما چکاره هستید و چه حقی دارید که از آن طرف دنیا، برای مردم سوریه تعیین تکلیف می کنید. هر ملتی باید حکومت خود را، خودش تعیین کند.
رهبرمعظم انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: بسیج می تواند تبیین کند که مواضع جمهوری اسلامی ایران در قبال فلسطین، سوریه، عراق، یمن و بحرین، منطقی ترین مواضعی است که یک انسان منصف و عاقل می تواند اتخاذ کند.
حضرت آیت الله خامنه ای در پایان، بسیج را یک ذخیره و گنج بی پایان خواندند و تأکید کردند: به توفیق الهی، ملت ایران این گنج با ارزش را حفظ و بیشتر استخراج خواهد کرد و به کمک این همت ها و اراده ها و بصیرت ها، به اوج تعالی و ترقی مورد نظر خود خواهد رسید و کاری هم از دست دشمنان بر نخواهد آمد.
بررسی عرصههای مختلف پروژه نفوذ و پیامدهای آن
در هفتههای اخیر و به ویژه پس از فرمایشهای روشنگرانه رهبر انقلاب، موج فراگیری از صحبتهای ضد و نقیض پیرامون مسئله نفوذ شکل گرفته است که نگارنده را به این صرافت انداخت که ابتدا به مقوله نفوذ که به عنوان یکی از بخشهای مهم جنگ نرم به شمار میرود پرداخته و سپس کلیت جنگ نرم را مورد بررسی و بازشناسی قرار گیرد. شایان ذکر است اگر این بیانات ضد و نقیض تنها از مصدر آن دسته از شعبان بیمخهای فرهنگی و سیاسی صادر میگردید که نزدیک به چهل سال بعد از انقلاب به یک باره از خواب غفلت برخاستهاند و کاشف به عمل آوردهاند که دشمنی با آمریکا الزاماً از اهداف انقلاب نبوده و چنین چیزی زاییده ذهن ما و شماست!، لزومی نبود که سریعاً عکسالعملی نشان داده شود.
اما متأسفانه، این سخنان و این باورها، به شیوهای غمانگیز، از گفتار و کردار مسئولان رده بالای کشور که دارای مهمترین پستهای اجرایی نیز هستند، با تأکید و وسواس جلوه میکند. به تعبیری که امروزه گویا باب شده است، اینگونه پیداست که نمک مبارزه با نفوذ دچار مشکلی و احیاناً خدای نخواسته فسادی شده است! این خوابهای بد تعبیر که توسط برخی مسئولان بلند پایه نیز دنبال میگردد، کار را به آن جا کشانید که رهبر انقلاب مجدداً رهنمودهای روشنگرانهای را در جمع فرماندهان بسیج بیان کردند که این بار نفوذ و ارکان و جزئیات بیشتری را تبیین کردند.از همین روی مقاله ذیل نگاهی اجمالی به مسئله نفوذ در فضای جنگ نرم دارد.
نفوذ در یک نگاه
صرف نظر از معنای خاص نفوذ در جنگ نرم، معنای عام آن را باید مورد توجه قرار داد تا کلیتی از مقوله نفوذ را در ذهن بازسازی کرد. به طور کلی، نفوذ را میتوان فصل تلاقی جنگ نرم و جنگ هوشمند تلقی کرد. یعنی اینکه یکسری عملیات روانی گسترده از طریق رسانهها و پارهای ابزار با اثرگذاری جمعی به راه میاندازند و سپس برای بهینه و بیشینه نمودن تأثیر آن، به برخی افراد یا جریانهای مشخص نفوذ میکنند.
به عبارت روشنتر، اگر عملیات رسانهای در قالب ماهواره را به سلاح کشتار جمعی تشبیه کنیم که خیل کثیری از افراد را در آن واحد به صورت کور هدف قرار میدهد، میتوانیم رسانههای زنجیرهای را به بمبهای تاکتیکی تشبیه کنیم که مخاطبانی خاصتر دارند و برای نمونه نفوذ به برخی ارکان وزارت ارشاد برای عکس گرفتن کنار نزار ذکای معلومالحال و بازی دادن آن در عرصه رسانههای داخلی را یک اسلحه تکتیرانداز قوی قلمداد کنیم که با دقتی مضاعف فردی مشخص را هدف قرار میدهد.
انواع مختلف نفوذ
از یک منظر، نفوذ در افراد که همانطور که پیشتر گفته شد، به عنوان یک اسلحه قوی در قدرت نرم به کار گرفته میشود، با هدف تغییر در ساختار انگیزشی آن فرد انجام میشود. این تغییر به صورت کلی دو نتیجه دارد. یا فرد را وادار به انجام کاری میکند؛ و یا اینکه او را از انجام کاری منصرف میکند.
برای مثال، ساکتین فتنه، افرادی بودند که به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم، روی ساختار انگیزشی آنها از شیوههای گوناگون کار شد تا از نشان دادن عکسالعمل آشکار و برائت جستن از عاملین فتنه، خودداری کنند.
در این تغییر در ساختار انگیزشی، برخی از ایشان سودای تبدیل شدن به یک خاندان سلطنتی مانند آنچه که دوستان آنها در عربستان سعودی هستند را در سر پروراندند و ظرف مدت چند ماه، حیثیت و شرافت خانوادگی خود را چنان به باد دادند که از استوانههای نظام به سورچی یک جناح حزبی خاص تنزل پیدا کردند.
اما برای ذکر مثالی در خصوص نفوذ ایجابی میتوان به افرادی اشاره نمود که در قضیه بنزینهای تولید پتروشیمیهای داخل، به یک باره همه جایگاه خود را که البته همان زمان نیز به دلایل متعدد چندان جایگاه محکمی به شمار نمیرفت، فدای این کردند که با هر ضرب و زوری که لازم باشد، جلوی خودکفایی بنزینهای دارای کیفیت داخلی گرفته شده و کشور دوباره و اینبار بیش از پیش محتاج بنزین وارداتی بشود.
گاه انسان از خود میپرسد، چه چیزی میتواند ارزش این را داشته باشد که پس از عمری کار، فردی آگاهانه نام خود را به عنوان وزیر و یا رئیس فلان ادارهای در تاریخ کشورش ثبت کند که یکی از بزرگترین ضربهها را به تولید ملی وارد آورده است؟ پاسخ این پرسش و پرسشهایی از این دست را باید در هزارتوی مقوله نفوذ جستوجو کرد. چنین افرادی، به طرق مختلف، کور و کر شدهاند.
آرمانها و ایدهآلهای آنها زیر و رو شده؛ از آنچه که در جوانی به امید رسیدن به آن فعالیت حرفهای خود را آغاز کردهاند سرخورده شدهاند و ویروس فکری مهلکی باعث شده تا بیمار گونه مطامع و آرمانهایی را در اولویت قرار دهند که خودشان هم هرگز نخواهند توانست رو به آینه، یک دقیقه و حتی یک دقیقه در دفاع و یا مدح این آرمانهای دگردیسی یافته با خود سخنی درخور توجه بگویند.
لذا درمانده و سرآسیمه، ذغال در کوره قطاری میریزند که ایشان را به ورطه بدنامی به پیش میراند تا بلکه کابوسی که دچار آن شدهاند اندکی سریعتر پایان یابد؛ چرا که هنوز شهامت ابراز ندامت و اصلاح راه رفته را در خود نمیبینند و خیلی وقت است که آب را از سر خود گذشته میپندارند.
نفوذ فردی و نفوذ جریانی
معمولاً برای رسیدن به نتیجههای مطلوب کافی است که فردی تأثیرگذار در زمینه مورد نظر پیدا شود و به آن فردنفوذ شود. به این ترتیب، آن فرد در لحظه حساس، تصمیمی میگیردکه به نفع اربابان خود باشد. این راه البته هزینه نسبتاً کمتری هم در مقایسه بانفوذهای جریانی و یاگروهی دارد و انجام آن هم سادهتر است. اما گاهی پیش میآید که برای رسیدن به نتیجه، نفوذ در یک فرد کافی نخواهد بود. این ممکن است به دلیل تعدد افرادی باشد که برای اثرگذاری در یک زمینه مشخص لازم باشند و یا اینکه به طور کلی، هدف از نفوذ، تأثیرگذاری در یک تصمیم مقطعی و آنی نباشد و نیاز باشد تا گروهی و یا جریانی خاص، در یک بازه زمانی نسبتاً بلند مدت، دست به کارها و رفتارهایی بزنند که همسو با اهداف نفوذگران باشد. به هر سو، انتخاب چنین نوعی از نفوذ، هزینهبر و دارای ریسک بالا است.
بزرگترین ریسک این نوع از نفوذ، لو رفتن آن به دلیل تعدد افراد دخیل در آن میباشد. همچنین، نتیجه عملیاتی که مبتنی بر این نوع از نفوذ انجام میگیرد، کاملاً مشخص نخواهد بود و وابستگی بالایی به شخصیت و روحیات فردی اشخاصی که عضو آن گروه هستند خواهد داشت. ممکن است هر کدام از این افراد در حین انجام عملیات دچار ترس و یا استرس و انفعال شوند و رفتاری خارج از برنامه انجام دهند که کل عملیات را زیر سؤال ببرد. مصداق لو رفتن چنین عملیاتی به دلیل خلقیات افراد، کودتای پایگاه هوایی شهید نوژه است که در آن، بیدار شدن وجدان یکی از خلبانان جوان و گزارش آن به حضرت امام خامنهای که در آن زمان رئیس جمهور بودند، کل کودتا را با شکست مواجه کرد. به هر حال،هنگامی که دشمن دست به نفوذ گروهی میزند، میتوان نتیجه گرفت که یا شرایط بسیار مهم و حساس است و یا اینکه هدف از نفوذ بسیار هدف بزرگی است و یا اینکه پروژههای نفوذ فردی متعددی با شکست مواجه شدهاند که دشمن حاضر میشود هزینه و ریسک بالای نفوذ جریانی را متقبل شود.
نفوذ مستقیم و نفوذ غیرمستقیم
نکته قابل توجهی در این خصوص وجود دارد و آن این است که بسیار کم پیش میآید که دشمن در همان قدم نخست به درب منزل کسی مراجعه کند و آشکارا به وی بگوید که ما از تو میخواهیم از امروز فرد نفوذی ما باشی و ما هم در مقابل، این مقدار پول و یا فلان مقام و یا فلان امتیاز را به تو میدهیم. در واقع نفوذ مستقیم، یک فاز است که تقریباً همیشه پس از یک فاز طولانی از نفوذ غیرمستقیم انجام میگیرد. سفارتخانهها و کارداریهای فرهنگی و همچنین شرکتهای خارجی مشغول به کار در کشور و نهادهای بینالمللی دارای اختیار و فعالیت در داخل کشور، بعضاً به ترمینالی برای حمل و نقل جاسوسها تبدیل شدهاند و میشوند. جاسوسها، سنگ بنای نفوذ میباشند و برای اینکار، مدتهای مدیدی آموزش دیدهاند. این افراد، در قالب پژوهشگر و یا تاجر و یا توریست و استاد دانشگاه و بسیاری پوششهای دیگر وارد کشور میشوند و با رفتاری بسیار سنجیده، افراد مستعد را به خود جذب میکنند و رابطه مدتدار و پیچیدهای را با آن فرد برقرار میکنند. اولین هدف معمولاً تخلیه اطلاعاتی است. سپس، بعد از اینکه اعتماد عمیقی در فرد و یا گروه مورد نظر نسبت به خود به وجود آوردند، اندک اندک برای تغییر ساختار انگیزشی و هنجاری ایشان برنامه ریخته و دست به کار میشوند. در واقع اولین لحظهای که ممکن است آن فرد و یا افراد متوجه شوند که مورد نفوذ قرار گرفتهاند، هنگامی خواهد بود که بسیاری از کارها را ناخودآگاه مطابق میل جاسوسها و طبق پیشنهاد ایشان انجام دادهاند و کار از کار گذشته است. در چنین حالتی است که افراد مورد نفوذ قرار گرفته، چنان خود را آلوده به کارهایی میبینند که در این مدت انجام دادهاند که دیگر نه جرأت بازگشت دارند و نه انگیزه آن را. این جاست که فاز نفوذ مستقیم آغاز میشود.
نفوذ انگیزشی و نفوذ عملیاتی
بسیاری فکر میکنند که نفوذ تنها به معنی متقاعد کردن فردی برای انجام کاری مشخص بر علیه منافع کشور میباشد. اما این حقیقت ندارد. در بسیاری از موارد کافی است که انگیزهها و باورهای کلی یک فرد دستخوش تغییر شوند تا آن پروژه نفوذ کاملاً با موفقیت همراه باشد.
برای مثال کافی است فردی که برای تحصیل در یک رشته کاملاً صنعتی، به عنوان بورسیه به انگلیس رفته، در دوران تحصیل خود رفته رفته به این نتیجه برسد که تولید گندم و یا خودرو، به درد کشور نمیخورد و ما بهتر است درآمد کشور را از طریق تولید نرمافزار و محصولات سمعی و بصری حاصل کنیم و گندم را از خارج بخریم. هنگامی که این فرد به کشور باز میگردد و در پستی مهم مشغول به خدمت میشود، همین ذهنیت را به زیردستان خود نیز منتقل میکند و کمکم زمینه برای سرخوردگی از تولید محصولات اساسی که استقلال کشور به آنها بستگی دارد، فراهم میآید. به عنوان یک مثال دیگر، کافی است رئیس یک دولت، ترسی بیجا و واهی نسبت به عدم رأی آوردن در دور دوم انتخابات پیدا کند.
چنین رییس دولتی، از هر اقدام سازندهای که ممکن باشد بر میزان رأی او در انتخابات آینده اثر منفی بگذارد خودداری میکند. لذا، انجام بسیاری امور اصلاحی و یا فوری را به دلیل ترس از به مخاطره افتادن جایگاه سیاسی خود، متوقف و یا کماثر میکند. این نوع از نفوذ را نفوذ انگیزشی مینامیم.
نفوذ از لحاظ کارکرد
صرفنظر از نوع نفوذ از دیدگاه روششناسی، پروژههای نفوذ کارکردهای متعددی دارند. همانطور که پیش از این اشاره شد، نفوذ عملاً چنان سلاح کارآمدی است که عملاً کمتر پروژهای در زمینه جنگ هوشمند وجود داردکه انجام قسمتی از آن را به عهده ابزاری چون نفوذ نگذارده باشند.
در زیر فهرستی از اهم این کارکردها را ارایه میکنیم. البته باید تأکید کرداین فهرست کامل نیست و تنها برخی از اهم کارکردهایی که برای نفوذ متصور است را مورد اشاره قرار میدهد.
- گردآوری اطلاعات - شناسایی نقاط ضعف - دادن آدرسهای غلط به خودی - وقتکشی در بزنگاههای حساس - وادار کردن به انجام اعمال منفعلانه - ایجاد نارضایتی از حاکمیت - مجبور کردن حاکمیت به پذیرش تحمیل و سلب استقلال - ایجاد فضای غبارآلود و پراکندن بذر بیاعتمادی - زدن خودیهای غیرقابل نفوذ - هموار کردن زمینه سلطه بیگانگان - از بین بردن انسجام و اتحاد - منحرف کردن و عقیمنمودن حرکتهای سازنده - ایجاد دغدغهها و مطالبات واهی و یا دستکاری در اولویتهای دغدغهها - تعبیه درگاههای نفوذ جدید.
بررسی مقوله نفوذ در بیانات رهبر انقلاب
اهداف راهبردی آمریکا از نفوذ در ایران
مهندسی جدید برای نفوذ
در ادبیات رهبر معظم انقلاب، سناریوی نفوذ آمریکا در قبال جمهوری اسلامی ایران در دو سطح داخلی و منطقهای سیاستگذاری شده و با عوامل و پیشرانهایی قابلیت عملیاتیسازی و تحقق پیدا میکند.
در ماه های گذشته رهبر معظم انقلاب اسلامی، در دیدار با فرماندهان و کارکنان نیروی دریایی سپاه، برای چندمین بار به سناریوی نفوذ دشمنان انقلاب به بهانه مذاکره اشاره و تأکید کردند: دشمنان به دنبال تغییر محاسبات مسئولان و تغییر افکار مردم، بهویژه جوانان هستند و همه باید هوشیار و بیدار باشند.
دلایل محوریت نفوذ در بیانات
تحلیل کمّی و کیفی محتوای بیانات چند ماه اخیر رهبر معظم انقلاب نشان میدهد دائرمدار همه سخنرانیهای معظمله یک محور مشترک بوده است؛ تلاش دشمنان برای «نفوذ» به ساختارهای سیاسی، اقتصادی و بهویژه فرهنگی کشور در شرایط پسابرجام. در واقع، یکی از دالهای شناور مهم بیانات روشنگرانه و راهگشای امام خامنهای(مدظلهالعالی) در جمع اعضای مجمع جهانی اهلبیت(علیهمالسلام)، بیستویکمین مجمع سراسری فرماندهان و مسئولان سپاه و اخیراً با فرماندهان و کارکنان نیروی دریایی به قول گفتمانیها، اشاره به سناریوی نفوذ، به مثابه هسته مرکزی تغییر و چرخش سیاستها و راهبردهای آمریکاییها از راهبردهای تقابلی به تعاملی و زمینهچینی برای نفوذ از طرق گوناگون سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و امنیتی است.
فراوانی کمّی و آماری به کار بردن حدود ۷۰ بار کلمه نفوذ و تصریح و تأکید معظمله بر محوریت این سناریو از سوی دشمنان انقلاب، بهویژه آمریکاییها در قبال جمهوری اسلامی ایران به چند دلیل صورت میگیرد:
۱ـ تأکیدات و تصریحات چندباره این موضوع از سوی رهبر معظم انقلاب حاکی از اهمیت آن و اندیشیدن به عمق پیامدهای موفقیت احتمالی سناریوی نفوذ در صورت کوتاهیهای داخلی برای مقابله با آن است که به دغدغه معظمله درباره آینده انقلاب و نظام اسلامی مربوط میشود.
۲ـ جدیت آمریکاییها برای طراحیهای گوناگون در راستای محقق ساختن این سناریو به بهانه مذاکره سیاسی نکته دیگری است که ایشان تلاش میکنند با این تکرار و تأکیدها، اهمیت راهبردی آن را در راستای منافع و امنیت ملی کشورمان برای مردم و بهویژه مسئولان جا بیندازند.
۳ـ تبیین موضوع و روشنگری نسبت به کژتابیها، کجفهمیها، شبهات و پرسشهایی که ممکن است در ابعاد و زوایای مختلف این موضوع و مختصات نفوذ دشمن در لایههای روشنفکری تولید و در بدنه جامعه تزریق شود، از دیگر سویههای اهمیت تکرار و تأکیدها به شمار میآید؛ از اینرو، رهبر معظم انقلاب اسلامی با انتقاد از عدهای سهلانگار و سهلاندیش در داخل که متوجه ابعاد و عمق این موضوع نیستند و مذاکره حضرت علی(ع) با زبیر و حضرت امام حسین(ع) با عمربنسعد را مجوزی برای توجیه مذاکره جمهوری اسلامی ایران با شیطان بزرگ میدانند؛ نگاهی عوامانه به مذاکره به معنای امروز که همان معامله است دانسته، معتقدان به آن را سادهاندیشانی میدانند که با اسلوبی نادرست، تاریخ اسلام را تحلیل میکنند.
۴ـ ضرورت مراقبت از نفوذ دشمن به بهانه مذاکره و یافتن هندسه مقابله با نفوذ دشمنان بهویژه آمریکاییها، در جاهایی که میتواند به مثابه بستر و منفذ نفوذ دشمن به شمار آید و اولویتهای ما را دستکاری کند و تحت تأثیر قرار دهد؛ از اینرو، لازم است اتاق فکرهایی در مراکز مطالعاتی و سازمانهای دفاعی، امنیتی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی تشکیل شود و طرح و سناریوهای مختلفی برای مقابله مورد مطالعه و بررسی قرار گیرد. بدون تردید این تأکیدات از سوی فرمانده معظم کل قوا موتور محرکه این بررسیها خواهد بود.
تشکیک در اصالت طرح نفوذ دشمن
با وجود جدیت دشمن، هنوز برخی دیرباوران داخلی با نگاه سیاسی، در اصالت طرح نفوذ دشمن تشکیک وارد کرده، از الزامات و چرایی آن میپرسند. در واقع، این دسته میخواهند در راستای سخن و راه خود که بیشتر تعامل جهانی را دنبال میکنند و آن را در گرو ارتباطگیری با غرب و بهویژه کدخدای غرب، یعنی آمریکا میدانند، بگویند سخن از نفوذ بر ادله و قرائنی استوار نیست و بیشتر توهمی از یک توطئه جدید است، والّا اگر قرار است دشمنیها در فازی جدید به اسم نفوذ پیگیری شود، اساساً چه لزومی داشته و دارد که غرب بر سر میز مذاکره با ما بنشیند؟
در حالی که تحقیقاً مرکز ثقل بیانات رهبر فرزانه و کسانی که سناریوی نفوذ را باور دارند، به همین محور و نکته برمیگردد. خروجی مراکز مطالعاتی غرب و اتاقهای فکر آمریکایی مبنیبر ناکامی طرحها و اقدامات خصومتورزانه پیشین غربیها در طول بیش از سه دهه از انقلاب، ضرورت تجدیدنظر در راهبردها، سیاستها، برنامهها و تاکتیکهای آمریکایی، صهیونیستی و انگلیسی را برای تصمیمگیران غرب وکاخ سفید مبرهن و قطعیالصدور کرده و آنها را به لزوم «تغییر» در راهبردها، سیاستها و برنامههای جدید، بدون اینکه در دکترین کلان آنها برای تغییر و براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران دگردیسی ایجادشده باشد، واقف ساخته است. با این حال میتوان به برخی از عوامل و زمینههایی که سبب شد آمریکاییها با گزینش راه مذاکره بر سر مسئله هستهای به بازطراحی هندسه نفوذ بیندیشند، پرداخت.
زمینههای بازمهندسی سناریوی نفوذ
فهم هوشمندانه سناریوی نفوذ آمریکا و غرب در ایران پسابرجام از سوی رهبر معظم انقلاب و تبیین روشمند آن با ادبیات و گفتمانسازی و قدرت اقناعکنندگی منحصربهفرد در میان مسئولان، نخبگان و توده مردم، امروز دیگر تردیدی برای کسی نگذاشته که محور تازه سیاستهای راهبردی آمریکا معطوف به نفوذ در لایهها و ساختارهای نظام طراحی شده و مسئولان و نخبگان باید به فکر طراحی هندسه مقابله با نفوذ باشند. این در حالی است که کسانی یا سازمانهایی که در داخل باید این بیانات را با تبدیل به سیاستها و برنامهها در دستور کار قوای فائقه کشور قرار دهند و برای مقابله با نفوذ دشمن طرح و ایده بدهند، نهتنها به روی مبارکشان نمیآورند، بلکه گویی به ثقل استماع دچار شده و اساساً فریاد دیدهبان بیدار انقلاب اسلامی را هم نمیشنوند و هیچ شواهد و قرائنی از سوی غربیها نمیبینند؛ چراکه همچنان درب گشایش در سامان داخلی برای آنها بر روی همان پاشنه نگاه به بیرون و تکیه بر تعامل با جهانی خلاصه شده در چند کشور غربی میچرخد و اگر سخنی گفته میشود در خلافآمد این نگاه تنها از روی ناچاری است و اعتقادی به آن نیست.
دشمنان انقلاب دیدند که بهکار بستن انواعی از سیاستها و برنامههای تقابلی از تحریم و فشارهای اقتصادی تا انزواسازی سیاسی و خرابکاری امنیتی و تخریب هویت اسلامی و ایرانی تا متزلزل کردن اعتقادی جوانان و جامعه ایران، اگرچه آسیبهایی وارد کرد، اما در راستای اهداف اصلی از آنها طرفی نبستند و نهتنها به غایت دکترین خود، یعنی تغییر نظام جمهوری اسلامی نائل نشدند، بلکه نتوانستند حتی زمینههای تغییر رفتار جمهوری اسلامی ایران را در مسائل داخلی و منطقهای هم فراهم کنند؛ زیرا غرب به محوریت آمریکا میخواست با ایجاد موانع متعدد و خطرناک هزینههای توسعه و پیشرفت ایران را افزایش دهد و از سوی دیگر، با تحت فشار تحریم و تهدید قرار دادن آن، ثبات سیاسی و امنیت داخلیاش را دستخوش دگرگونی کند که خودکار از تحولات منطقهای و حمایت از جبهه مقاومت کوتاه بیاید و به نشانه تسلیم بر سر میز مذاکرهای که از پیش برندهاش معلوم بود، بنشیند، اما عالیترین مقام کاخ سفید عاجزانه در برابر مقامات کنگره و رسانهها اعلام کرد تحریمها قادر به تنبیه و توقف روند رو به پیشرفت فعالیتهای هستهای ایران نشد و شکست و ناکامیها مقدمه تغییر سیاستها و راهبردها شد. اینبار با خدعه به سراغ تعامل آمدند و اینکه اقتضای دنیای امروز تعامل است و دیپلماسی، خواستار وارد کردن ایران در بازیهای منطقهای و جهانی شدند تا زمینههای نفوذ پنهان، بطئی و تدریجی در ایران اسلامی را با نرمهای بینالمللی اقتصاد، بازرگانی، تعاملات فرهنگی و دیپلماسی رسمی، پنهان و عمومی و سیاست به سبک غربی را فراهم کنند.
سطوح نفوذ و اهداف راهبردی آمریکا
در ادبیات رهبر معظم انقلاب، سناریوی نفوذ آمریکا در قبال جمهوری اسلامی ایران در دو سطح داخلی و منطقهای سیاستگذاری شده و با عوامل و پیشرانهایی قابلیت عملیاتیسازی و تحقق پیدا میکند. اتاقهای فکر و اندیشکدههای آمریکایی، انگلیسی و صهیونیستی با مساعدت دلارهای نفتی مرتجعان منطقهای و دشمنان انقلاب راهبرد ایجاد و گسترش پیشرانهای نفوذ و ارتباطگیری با این عوامل را در حوزههای مختلف سیاسی، اقتصادی و فرهنگی و سایر حوزهها با هدف فتنهانگیزی در آینده در دستور کار خود قرار دادهاند. آنها به خیال خام خود، تغییرات نسلی در ایران امروز، روند جریانات غربگرا و پیر شدن استوانههای نظام اسلامی را از عوامل نفوذ سیاسی میدانند که زمینههای مداخله در ایران زمان انتخابات همزمان پنجمین مرحله مجلس خبرگان رهبری و دهمین دوره مجلس شورای اسلامی و تغییر ماهوی جمهوری اسلامی ایران در فرایند دموکراتیک را فراهم میآورد. از اینرو، بازاندیشی به تکرار فتنهای از جنس فتنه به محاق رفته ۸۸ با پوشش ترویج اصلاحات سیاسی و اعتدال اجتماعی به توصیه مرکز امنیت آمریکای جدید در فهرست طراحیها و بازمهندسیهای دشمنان قرار دارد.
سرمایهگذاری هدفمند جهت نفوذ اقتصادی، تغییر ذائقه ایرانی با بهبود ظاهری فضای کسبوکار و تولید و اشتغال و مصرف و اقدام پیشدستانه برای جلوگیری از شکلگیری اقتصاد مقاومتی با غنای بالا و نسخه بومی آن از دیگر توصیههای مقامات و اتاقهای فکری آمریکا برای نفوذ اقتصادی است.
اما نگاه تیزبین سکاندار انقلاب، بیشتر از دو حوزه سیاسی و اقتصادی، نفوذ فرهنگی را خطرناکتر میداند؛ زیرا در این ساحت حرکت دشمن پنهان، انتزاعی و تدریجی بوده، مانند تشخیص نفاق به مثابه حرکت موریانهای سیاه در دل ظلمانی شب تاریک بر صخرهای سیاه، سخت است. تغییر ذهنیت جوانان و سست کردن اعتقادات و نشانه گرفتن ارزشها و دستکاری در بنیانهای حرکتبخش و انقلابی ذهنهای جوانان در این ساحت اتفاق میافتد و تنها عرصه نبردی است که کشتهها و زخمیهای آن بدون نشانه و در سکوت به زمین میافتند.
اتفاقاً حضرت آیتاللهالعظمی خامنهای با تأکید بر اینکه ایران هیچ مخالفتی با اصل مذاکره با کشورها، اعم از اروپایی و غیراروپایی ندارد، ولی درباره آمریکا موضوع را متفاوت میداند، به دلیل نوع تعریفی است که آنها از مذاکره با جمهوری اسلامی ایران دارند و مذاکره را به معنای فرصتی برای دگردیسی در بنیانهای فکری، دینی و فرهنگی در ایران و باز کردن راه برای تحمیل ارزشهای خود تحلیل میکنند. در چنین شرایطی عاقلانهترین راه، ممنوع کردن مذاکره با آمریکای مستکبر است.
راههای سد نفوذ دشمنان
بر این مبنا، رهبر معظم انقلاب در این دیدار هدف اصلی دشمنان از نفوذ را تغییر محاسبات مسئولان و تغییر ذهنیت اعتقادی، فرهنگی و اجتماعی مردم، بهویژه جوانان به مثابه مؤثران امروز و فردای کشورمان قلمداد کرده، به انحای مختلف در سلسله دیدارهایی که بحث نفوذ را طرح کردهاند، تأکید فرمودند که باید با تمام وجود جلوی نفوذ دشمنان را سد کنیم.
در شرایط فعلی یکی از مهمترین راههای سد نفوذ، ناکام گذاشتن دشمنان در سناریوهای جدید آنها در حوزههای سیاسی و فرهنگی است. مقابله با تعمیم این مذاکره به سایر حوزههای اختلاف جمهوری اسلامی ایران با نظام سلطه، دیگر راه سد نفوذ بوده و به نظر مهمتر از راههای دیگر است؛ زیرا شواهدی بر گونهای همنوایی هم در این موضوع در رفتار و مواضع برخی دولتمردان، گروهها و شخصیتهای سیاسی طرفدار دولت در داخل با خارج وجود دارد.
تقویت بنیه اعتقادی و ذهنیت اجتماعی مردم، بهویژه جوانان و تبیین و روشنگری استدلالی و اقناعی از اهداف و پیامدهای نفوذ و همچنین، ارائه نمونههای تاریخی از خدعه و فریب آمریکاییها در سایر جوامع برای گستردن دام نفوذ و سلطهگری میتواند در تصحیح اشتباهات احتمالی محاسباتی برخی از نخبگان و مسئولان مؤثر واقع شود و آمادگیها برای مقابله با نفوذ را تقویت کند. رهبر معظم انقلاب در اینباره معتقدند: آمادگیها باید همواره بهگونهای باشد که براساس دستور قرآنی، در دشمن ایجاد رعب کند و جرئت تجاوز را از او بگیرد؛ زیرا اگر خاکریزها قابل نفوذ باشند، دشمن نفوذ خواهد کرد.
نفوذ جریانی و نفوذ نیابتی - عبدالرحیم اباذری
چهارشنبه چهارم آذر 1394 رهبر معظم انقلاب اسلامی به مناسبت روز بسیج مستضعفین طی دیداری که با فرماندهان بسیج داشتند ، بیانات مهمی پیرامون « نفوذ» ایراد کردند. معظم له در آغاز سخن با تاکید بر این که نباید مساله به این مهمی بهانه ای برای تصفیه حساب های جناحی و گروهی قرار گرفته و از اهمیت آن کاسته شود ، نفوذ را به دوقسمت « فردی» و« جریانی» تقسیم نمودند و نفوذ جریانی را مهم تر از فردی مورد تاکید قرار دادند.
برای تبیین بهتر موضوع ، نخست باید سیر تاریخی و سابقه نفوذ را با دقت مورد مطالعه وبررسی قرارداد.
درباره هر دوی اینها نمونه های تاریخی فراوانی را می توان مطرح کرد که دشمنان اسلام در سرزمین ها وکشورهای اسلامی به مقتضای زمانی ومکانی از آن دو بهره می گرفتند. به علاوه باید توجه داشت اغلب فرقه های ساختگی مانند: وهابیت ،بهائیت ، شیخیه و.. زاییده همین نفوذ هستند.
در این مقاله به خاطر اهمیت موضوع و عنایت رهبری فعلا به بحث پیرامون نفوذ جریانی بسنده می کنیم.
نمونه تاریخی نفوذ
البته روشن است که نفوذ جریانی وشبکه ای ، با قطع نظر از افراد امکان پذیر نیست ، زیرا هر جریان فکری وفرقه ای به ناچار نیازمند به نیروی کارآمد انسانی است که به وسیله یک یا چند نفر افراد نفوذی وآموزش دیده به مرحله اجرا وعمل گذاشته شود.
در خاطرات مستر همفر (جاسوس انگلیس در کشورهای اسلامی) می خوانیم: وقتی او در شهر بصره با یک طلبه سنی مذهب به نام محمد بن عبدالوهاب ( بنیانگذارفرقه سیاسی وهابیت) آشنا می شود و شخصیت فردی واجتماعی او را مورد دقت وتامل قرار می دهد به این نتیجه می رسد که فرد مورد نظر خود را پیدا کرده و می تواند ماموریتش را روی وی پیاده کند.
مستر همفر در ادامه می نویسد: «من گمشده خودم را در محمد بن عبد الوهاب یافتم، زیرا پایبند نبودن او به ضوابط مذهبی و روح غرور وخود پسندی و تنفری که از علمای عصر خود داشت و استقلال نظرش که حتی به خلفای چهارگانه... نیز اهمیتی نمی داد و تنها به فهم خودش در قرآن و سنت اتکا می کرد ، از بارزترین نقاط ضعفی بود که می توانستم از این راه ها در او نفوذ کنم... او سخت نسبت به ابوحنیفه می تاخت ودرباره خودش می گفت : «من از ابوحنیفه بیشتر می فهمم» و نیز می گفت: «نصف کتاب بخاری باطل است» من میان خودم و او محکم ترین ارتباط ها را بر قرار ساختم و مرتب در او می دمیدم و به او می گفتم : تو خیلی از علی و عمر با استعدادتری وبا کفایت تری و نیز می گفتم : اگر در زمان رسول خدا بودی حتما تو را برای خودش به جانشینی انتخاب می کرد ، نه عمر و نه علی را . ومرتب به او می گفتم : من امید بسیاری دارم که روزی اسلام به دست تو تجدید شود ، زیرا تو تنها نجات دهنده ای هستی که امید است به وسیله تو اسلام از این سقوط نجات یابد.» (خاطرات مستر همفر، جاسوس انگلیس در کشورهای اسلامی، ترجمه استاد علی کاظمی ، ص 58-57)
مستر همفر، فرد نفوذی و تربیت یافته در وزارت مستعمرات دولت انگلیس ، آن قدر با این طلبه جوانِ جاهل و خود بزرگ بین کار کرد ودر نهایت او را آن گونه که خود می خواست ساخت و از اعماق وجود او یک جریانی به نام وهابیت بیرون آورد که امروز بزرگترین مشکل جهان اسلام شده و از بطن آن فرقه هایی مانند طالبان و داعش بیرون می آیند.
اگر فرقه ضاله بهائیت را هم مورد دقت وبررسی قرار بدهیم در اینجا نیز قضایای مشابهی را مشاهده می کنیم.
جالب است آنها از یک سو فرقه بهائیت را توسط ایادی خود «علی محمد باب» وبعد «حسینعلی بهاء» تاسیس کردند، بعد هم یک جریان دیگر برضد همان جریان تحت عنوان « انجمن ضد بهاییت حجتیه» ساختند. یعنی مسلمانان را به دو فرقه بهائی و ضد بهائی تقسیم کرده به جان هم انداختند ، بعد خود به تماشا نشستند و به ریش همه خندیدند.
بخشی از سخنان رهبر معظم انقلاب شاید ناظر بر همین نمونه های تاریخی باشد که البته مصداق های عینی آن بعد از پیروزی انقلاب هم اتفاق افتاد. لیکن با این فرق که در این مقطع با توجه به شرایط انقلاب و نظام اسلامی نیازی به حضور فیزیکی جاسوسان نبود. آنها از میان گروه ها و تشکل ها هر کدامشان را که با اهداف وسیاست های خود همسو می دیدند به صورت مستقیم وغیر مستقیم حمایت می کردند که از این جهت می توان این نوع نفوذ را « نفوذ نیابتی» هم نامید.
نفوذ های نیابتی
نمونه اول : نفوذ جریان بنی صدر و در کنار آن سردمداران سازمان مجاهدین خلق و گروه تروریستی مثل « فرقان» بودند که مجموعه این جریان سعی در تضعیف انقلاب و بنیانگذار آن داشتند و تا حدودی هم پیش رفته و نفوذ کرده بودند.
سازمان مجاهدین که بزرگترین و مهم ترین تعهد و آرمانش به قول خودشان مبارزه با امپریالیسم جهانی آمریکا بود خواسته یا ناخواسته به نفع آمریکا عمل می کرد بدون این که نیازی به حضور مستر همفرها باشد، در نهایت هم در آغوش آمریکا قرار گرفت.
چهره واقعی این جریان ، تنها با صبر وتحمل ستودنی امام و ریخته شدن خون بهشتی مظلوم و72 تن از یارانش آشکار شد و مفتضح گردید.
نمونه دوم: جریانی است که در ظاهر تاریخ نهضت امام خمینی می نویسد ولی در بسیاری از مواقع بر خلاف نظر شخص امام حرکت می کرد، چنانکه خود در مقدمه تصریح می کند وقتی لیست شاگردان را تقدیم امام کردم ایشان فرمود: آقا شیخ مرتضی حائری را بر آقای منتظری مقدم بدارم ولی من آقای منتظری را اولین نفر آوردم. بعد در مقدمه دیگرش می نویسد: چون لقب « آیت الله العظمی» را فقط سزاوارامام خمینی وآیت الله منتظری می دانم بنابر این در این کتاب از استفاده آن بر دیگران پرهیز کردم. واین در حالی بود که در آن ایام ، آیات عظام : خوئی ، شاهرودی، مرعشی نجفی ، گلپایگانی ، میلانی ، خوانساری ،شیرازی ، روحانی ، قمی و... از مراجع به شمار می آمدند و آقای منتظری در ردیف دوم و سوم قرار داشت.
وقتی عزل آقای منتظری از قائم مقامی پیش آمد، که درست بود، همین جریان به اندازه یک طلبه مقدمات خوان حرمت ایشان را نگه نداشتند وهرچه خواستند علیه اش نوشتند. بر خلاف نظر امام و رهبری و برخلاف مصوبه « شورای تامین استان قم» به بیت وحسینیه اش هجوم بردند و غارت کردند.
یکی از دست اندرکاران این ماجرا به نگارنده می گفت : چون می دانستیم اگر رهبری با خبر شوند مانع خواهند شد لذا به مخابرات گفتیم ارتباط بین قم – تهران را قطع کنند. آن ایام گوشی همراه و موبایل هم نبود، بعد از ظهر کار را تمام کردیم.
وقتی به او گفتم پس مساله اطاعت از ولی فقیه چه می شود؟ گفت: به نظر من آدم باید در یک جاهایی به تشخیص خود عمل بکند.
حال تو حدیث مفصل بخوان از این مجمل!
نتیجه کارهای غیر متعارف این جریان، بد بینی مردم به مرجعیت شد. اینها از سر جهالت به خاطر دفاع از امام و رهبری و نظام به بیت مرجعیت حمله ور شدند و آن بزرگان را هتک حرمت کردند و ناخواسته مراجع را در مقابل رهبری قرار دادند. یعنی دوستی این جریان شبیه دوستی خاله خرسه شد.
دربخشی از توصیه های مستعمرات انگلیس به مستر همفر می خوانیم: « لازم است به وسیله متهم ساختن علما و داخل نمودن جاسوسانی در لباس آنان کاری کنیم که رابطه مسلمین با علمائشان قطع شود و باید جاسوسان ما در لباس علماء جنایات بسیاری مرتکب شوند تا مردم هر عالمی را که می بینند شک داشته باشند که آیا این هم عالم است یا جاسوس است؟ وبسیار تاکید می شود که از اینگونه جاسوسان ملبس را باید میان علمای ازهر، آستانه، نجف وکربلا وارد کرد.» (همان ، ص 107)
متاسفانه نفوذ این جریان هنوز هم دامه دارد ، بدون نیاز به سرمایه گذاری مستعمرات انگلیس به توصیه آنها عمل نفع می کنند و هیچ کسی هم پاسخگو نیست.
نمونه سوم: بعد از انتخابات دوم خرداد، عده ای تندرو ، زمینه را برای افراطی گری های خود مناسب دیدند. بعضی از اینها با کمال پر رویی حتی مساله عقلی و روشن مثل «تقلید جاهل از عالم» را هم منکر شدند و در مقدسات دیگر ایجاد تشکیک کردند. اما با همه تلاش چون عمقی نداشتند خیلی زود ازهم پاشیدند.
نمونه چهارم: این نفوذ، معجون و التقاطی از رسوبات فکری انجمن حجتیه و سایر گروه های سیاسی اوائل انقلاب بود. این ها گر چه با شعارهای ارزشی و انقلابی وارد میدان شدند و هشت سال مدیریت اجرائی کشور را به دست گرفتند ولی در عمل نشان دادند که راهی دیگر در پیش دارند.
یکی از تئورسین های پشت پرده این جریان در چند جلسه بحت که جزوات آن موجود است طی حملات شدید به فقهای عظام مثل شیخ صدوق ، شیخ مفید ،علامه مجلسی و...تاکید می کند لازم نیست نماینده امام زمان از فقها باشد وبعد تصریح می کند که ، حضرت حجت (عج) بعد از آیت الله خامنه ای ، نائب خود را از میان افراد غیر روحانی انتخاب خواهند کرد.
اینها با کارهای جاهلانه جوانان کشور را به دین بدبین ساختند. در دوران حاکمیت این جریان حتی بسیج هم از تعرض وآسیب در امان نماند. در یک مورد اینها به جوانان نخبه دانش آموزی توصیه کردند که « بروید راهیان نور ، عکس با چفیه بگیرید، زمانی به دردتان می خورد» یعنی به جای اخلاص ، ریاکاری و معامله گری را در میان آنان ترویج نمودند.
این جریان نیز با مدیریت رهبری وصبر و بردباری دلسوزان نظام و هوشیاری مردم کنار زده شد و از رشد آن جلوگیری گردید.
مخاطبان رهبری در این بیانات ، قشر نخبگان ، تصمیم سازان وتصمیم گیران کشورمان هستند. این عزیزان باید با آگاهی از تاریخ نفوذ ، شیوه ها وشاخصه های نفوذ در کشورهای اسلامی خود را آماده مبارزه جدی با این پدیده شوم نمایند.
هزینه ها و ریشه ها
نفوذ جریان های هفت گانه آسیب ها و هزینه های بسیار سنگینی را بر پیکره نظام و گرده مردم وارد کردند که البته از حیت شدت وضعف باهم فرق داشتند. بعضی جریان ها که رنگ و بوی دینی ومذهبی نداشتند، دردسرها و مشکلاتشان کمتر و مقابله با آنها راحت تر بود.
اما آنهایی که با نقاب دین ، شعارهای ارزشی وانقلابی آمدند وهر روز هاله ای از نور دیدند و خودشان را به امام زمان (عج) منتسب کرده و با زبان حال ادعای نیابت نمودند، هزینه هایشان شکننده و غیر قابل جبران شد.
نکته مهمی که نباید از آن غفلت کرد این است که سردمدارن این جریان ها اغلب آدم های جاهل و ضعیف النفس هستند که به چند تعریف وتمجید اطرافیان ونزدیکان ، فوری منفعل ودچار توهم شده خیال می کنند واقعا یک شخصیتی شده اند.
مستر همفر درادامه خاطرات می نویسد : « روزی به محمد بن عبدالوهاب خوابی درست کردم وبه او گفتم : دیشب در خواب رسول خدا را دیدم... پیامبر روی کرسی نشسته وجمعی از علما اطرافش بودند ، ولی من هیچ کدام از آنان را نمی شناختم، ناگهان دیدم تو از درب وارد شدی در حالی که نور از صورتت می درخشید ، همین که به حضرت رسیدی پیامبر به احترام تو بلند شد وپیشانیت را بوسیده به تو فرمود: ای محمد! تو همنام من هستی و وارث علمم می باشی و در اداره دین و دنیا جانشین من هستی.
تو گفتی: یا رسول الله من می ترسم از این که علم خودم را بر مردم ظاهر کنم ، رسول خدا به تو گفت: نترس که تو برتر از همه هستی. همین که محمد بن عبدالوهاب خواب مرا شنید می خواست پر در بیاورد و چندین بار از من پرسید این خواب را که گفتی راست می گفتی؟ هر وقت می پرسید می گفتم : بله راست گفتم تا این که خاطر جمع شد و فکر می کنم از همان روز تصمیم گرفت که ادعاها ونظرهای خود را ظاهر کند.»( همان ، ص 67) .
پرونده ویژه "نفوذ"
جریان شناسی شبکه نفوذ در گفتگوی با قرهباغی:
لایهها، فرایند، ماموریت و شاخصهای شناخت نفوذ و نفوذی
نفوذ و نفوذی بدون شبکه معنا ندارد
ناصر قرهباغی ضمن تشریح لایهها، فرایند، ماموریت و شاخصهای شناخت نفوذی و شبکه آن در کشور معتقد است که شبکه نفوذ همچون اسب تروا عمل میکند و هدف آن فروپاشی نظام از درون است.
"نفوذ" کلیدواژهای است که از گذشته تاکنون در ادبیات سیاسی کشورمان وجود داشته، اما این روزها بار معنایی متفاوتتری به خود گرفته است. رهبر معظم انقلاب اسلامی اگرچه در سالیان گذشته بارها نسبت به مسئله "نفوذ" و "رخنه" دشمن در ابعاد گوناگون هشدار دادهاند، اما از دوران ماقبل برجام و بهویژه پسابرجام و در آستانه انتخابات مجالس شورای اسلامی و خبرگان رهبری هشدارهای معظمله در این زمینه بیشتر شده تا جایی که ایشان خود به تبیین ابعاد و اشکال مختلف موضوع "نفوذ" پرداختند. ایشان در این زمینه میفرمایند: "بهنظر من مسئله بعد از برجام از مسئله برجام مهمتر است... آنها در اظهاراتشان حرفهایی میزنند که بهکلی خارج از مقوله هستهای و مانند این حرفها است ... از جمله حرفهایی که میزنند و ما را حساس میکند این است که میگویند برجام فرصتهایی را ــ هم در داخل ایران و هم در بیرون از ایران و در منطقه در اختیار آمریکا ــ قرار داده است."و یا در سخنان دیگری تأکید میکنند: "کسانی که به اطلاعات دسترسی دارند میدانند که چه دامهایی برای کشور گسترده شده یا در حال گسترده شدن است تا در حصار اراده و تصمیمات ملت نفوذ کنند. اگر بر فرض، عنصری نفوذی در مجلس خبرگان و یا مجلس شورای اسلامی یا دیگر ارکان نظام وارد شود مانند موریانه از داخل پایه ها را می جود و سست میکند. اهمیت موضوع "نفوذ" ما را بر آن داشت تا برای بررسی و تحلیل این موضوع از منظر امنیتی و راهبردی با ناصر قره باغی کارشناس مطالعات امنیت ملی به گفتگو بنشینیم.
ناصر قره باغی سالهاست وقت خود را صرف مطالعه و پژوهش در حوزه امنیت ملی، جنگ نرم، مسائل راهبردی و جریان شناسی سیاسی و امنیتی کرده و در فتنه 88 سخنرانیهای فراوانی را در تبیین و روشنگری درباره فتنه در مجامع علمی و نخبگانی انجام داده است. در ادامه مشروح گفتوگوی ما با ایشان از منظرتان میگذرد.
** 5 جریان باطل کشور در یک کلام؛ «منقبض»/از جریان منحرفین، نفوذیها، قدرت طلبها تا بیبصیرتها و ضدانقلاب
* تسنیم: تعریف شما از بحث نفوذ چیست؟ شما از جریان شناسی نفوذ چه تعریفی ارائه میکنید؟
- قره باغی: سالهاست که مباحث مربوط به مسئله نفوذ را ارائه میکنم، ظاهر بحث این است که بیشتر جنبه امنیتی و سیاسی دارد، اما وقتی در مورد نفوذ عمیق میشویم، میبینیم که این موضوع جنبههای فرهنگی، اقتصادی و غیره را هم در بر میگیرد، در بحث جریان شناسی، بنده جریان شناسی مد منظر خودم را ارائه میکنم که مزیتش هم نسبت به جریان شناسیهای مرسوم این است که ناظر بر ماهیت و واقعیت پشتپرده جریانها و آدمهاست و البته پشتوانه تحقیقی و تجربی هم دارد.
** نفوذیها سکاندار جریانهای باطل هستند/ هدف؛ درونیسازی و میرایی انقلاب
بر این اساس 6 جریان را در داخل شناسایی کردم، یک جریان، جریان اصیل انقلاب با محوریت ولی فقیه و تنها جریان حق است، که جای بحث زیادی دارد و 5 جریان باطل که یک جریان، جریان منحرفین است که آن هم بحث مفصلی دارد. جریان سوم جریان نفوذیهاست، جریان چهارم قدرت طلبها، پنجم بیبصیرتها و ششم ضد انقلاب که تابلودار است و مخفف این پنج گروه باطل میشود «منقبض»؛ منحرفین، نفوذیها، قدرت طلبها، بیبصیرتها و ضدانقلاب که خود این اسم با مسمایی است؛ یعنی اینها میخواهند انقلاب را منقبض و درونیسازی کنند. در بحث تحریف انقلاب، یکی از تحریفها چیست؟ درونیسازی انقلاب است، یکی از تحریفها چیست؟ نشر این حرف که انقلاب برای مقطع زمانی خاصی بود و تمام شد. شما فهرست بلند بالایی میتوانید از این تحریفها بنویسید. پس کل این جبههِ پنج ضلعی که شامل پنج تا جریان میشود هدفشان انقباض و میرایی انقلاب است. سکاندار این جبهه پنجگانه، نفوذیها هستند، در طول تاریخ اینگونه بوده است.
** لایهها، فرایند، ماموریت و شاخصهای شناخت نفوذ و نفوذی/نفوذ و نفوذی بدون شبکه معنا ندارد
نفوذیها خود در چهار سرفصل بررسی میشوند، سر فصل اول لایههای نفوذ، سر فصل دوم فرایند نفوذ، سر فصل سوم مأموریت نفوذیها و سرفصل چهارم شاخصهای شناخت نفوذیهاست که در مورد ویژگیهای نفوذ باید چند نکته را یادآور شد. اولاً نفوذ حتماً در قالب شبکه است، یعنی نفوذ بدون شبکه و نفوذی بدون شبکه معنا ندارد، نفوذی واحد که یک نفر باشد و بگوییم این فرد نفوذی است امکان ندارد، اگر شما نفوذی پیدا کردید، حتماً باید دنبال شبکهاش بگردید، این فرد در دل یک شبکه قرار دارد. البته یک نوع نفوذی داریم که خارج از شبکه فعالیت میکند که همان جاسوسی کلاسیک است.
انواع مأموران نفوذی عبارتند از جاسوسان سنتی و مرسوم، عواملی با مأموریت ویژه برای یک بار مانند ترور و ... و نوع سوم عواملی هستند که در درازمدت مأموریت خود را انجام میدهند مانند نفوذ در حزب یا حکومتی برای تصرف مسئولیتهای مهم و انجام دستورات آمران در مقاطع مختلف با هدف ایجاد اخلال و بالاخره ناکارآمدسازی سیستم، جاسوسان کلاسیک اگر مأموریت شان مأموریت دراز مدتی هم باشد، در مقایسه با دو نوع دیگر یک مأموریت سطح پایین است که آن هم جمع آوری اطلاعات و اخبار است. و این سطح نازل نفوذ است.
* تسنیم: که این نوع جمع آوری خبر و اطلاعات، تکنیکها و روشهای گوناگونی دارد، مثل استفاده از شبکههای اجتماعی و ...
- قره باغی: بله، اما تکنیکهایش مهم نیست، تکنیکهای مختلفی وجود دارد که امروز هم آنقدر پیچیده شده که کشف آن کار هر کسی نیست. نوع دوم نفوذی و جاسوس که مهمتر از نوع اول است، نفوذیهایی هستند که مأموریت خاصی دارند و مأموریتشان در زمان مشخصی تمام میشود، مانند حذف فیزیکی افراد از جامعه و کشور هدف مثل انفجار نخست وزیری مانند کشمیری و کلاهی. حالا همینجا به نکتهای اشاره کنیم و آن هم اینکه کشمیری که یک نفوذی است میآید آن مأموریت را انجام میدهد، مأموریت چه میشود؟ تمام میشود فرار میکند.
** شبکه نفوذ اگر عنصر بالاتری نداشت کشمیری و کلاهی را خرج نمیکرد
* تسنیم: که یک شبکهای پشت این مأموریت بوده...
- قره باغی: میخواهم همین را بگویم، آیا دشمن نمیتوانست کشمیری را حفظ کند و از او استفادههای مهمتری ببرد؟ چرا نکرد؟ دو تا دلیل داشت، یک دلیل اینکه آن مأموریت ارزش این ریسک را داشت، چرا که اینها تصورشان بر این بود که رئیس جمهور و نخست وزیر را ترور کردهاند، این طرف را هم از بین میبرند و هر چه قدر لازم باشد، باز هم میزنند و کار انقلاب تمام میشود، پس مأموریتها مهم است، اما فقط این نیست، چون اگر ما نفوذ را فقط در این شیوه منحصر کنیم، دشمن را نشناختهایم، اما نکته مهمتر این است که اگر اینها عنصر بالاتر نداشتند کشمیری را مأمور به بمبگذاری نمیکردند، اگر عنصر مهمتر از کلاهی نداشتند، اینها را خرج نمیکردند. کشمیری میتوانست در این مملکت رئیس جمهور شود یا نه؟ میتوانست وزیر شود یا نمیتوانست؟ نتیجه اینکه بودند افراد نفوذی که بعدها در این کشور وزیر، وکیل و مسئول شدند. پس ما نگاهمان به نفوذ باید شبکهای باشد.
** نقش لایه هدایت جریان نفوذی در جلوگیری از اعدام عوامل انفجار حزب جمهوری و دفتر نخست وزیری
اولین لایه نفوذ لایه هدایت است، یعنی چه؟ یعنی کسانی در این شبکه نقششان هدایت است که کشف اینها کار سختی است، اینها تعدیل میکنند، این اشخاص در آن میدان و جامعه هدف، محور هستند و نقش خود را بیشتر در مواقع بحرانی نشان میدهند، آن جایی که شبکه در خطر است ایفای نقش میکنند، لذا ما در تاریخ انقلاب مقاطعی داریم که اتفاقاتی افتاده و زمانهایی بوده که میتوانستیم نفوذیهای دشمن را بشناسیم، مثل فتنه سال 78، مثل فتنه سال 88، که در جایی حضرت آقا فرمودند در این دوره یک لحظه گوشه پرده رفت کنار و آمد پایین، یا اول انقلاب. یعنی در تاریخ انقلاب نقاطی هست که شبکه دشمن در خطر بوده و آن لایه هدایت مجبور شده وسط میدان بیاید، لذا اگر ما آن مقاطع را خوب رصد کنیم نفوذیها را میشناسیم، ولو اینکه نتوانیم به صورت مستند اینها را محاکمه کنیم، اما میتوانیم برای افکار عمومی روی آنها علامت سوال بگذاریم، مثل سال 88، انفجار دفتر نخست وزیری و انفجار حزب جمهوری.در جریان انفجار حزب جمهوری اسلامی و دفتر نخست وزیری حداقل باید دو یا سه نفر اعدام میشدند، اما چرا این افراد اعدام نشدند؟ شما ببینید در این ماجراها لایه هدایت آمده وسط و این افراد را نجات داده است.
** یک نفوذی حداقل 7 لایه و عنصر حمایتی دارد/ چه شخصی مانع برخورد با عوامل انفجار 7 تیر و 8 شهریور شد؟
در اینگونه جریانها یک لایه، لایه حمایت است، بنابراین لایه هدایت نباید حمایت کند، چون اینها لایه حمایت دارند، لایههای حمایتی عناصر نفوذی بسته به جایگاه، اهمیت، مأموریت، حساسیت مأموریت و سطح امنیتی مأموریتشان فرق میکند، یک نفوذی مهم با مأموریت مهم و حساس، حداقل هفت لایه یا هفت عنصر حمایتی دارد، یک لایه هفت نفره حمایتی دارد که در این زمینه اردشیر ریپورتر در خاطراتش مینویسد وقتی من به عنوان مأمور MI6 جایگزین پدرم شدم، همیشه هاله و لایهای از حمایتها را در زندگیام احساس میکردم، اما کسی را نمیدیدم، هر جا به مشکل میخوردم، مشکلاتم رفع میشد، سالها بعد، فقط توانستم حامی مالی خود را بشناسم که هر وقت پول میخواستم به طریقی به من پول میرساند و آن فرد دایی من بود، ولی بقیه را نشناختم. مثال خیلی ملموس و قابل فهمش داستان منافقین و خانه تیمیها در اوایل انقلاب بود، آن اوایل که یک خانه تیمی را شناسایی میشد چون تجربه نبود به خانه تیمی حمله میشد، بعد معلوم شد که از خانههای اطراف کمین میزدند و بچهها را شهید میکردند، خیلی شهید دادیم. بعداً بچه ها فهمیدند که اگر یک خانه تیمی را پیدا کردند باید خانه تیمیهای حامی آن خانه تیمی اصلی را هم شناسایی کنند، یا شاید هم مثلا آنها خانه تیمی فرعی را پیدا کرده بودند که به هر حال باید بر میگشتند و خانههای تیمی دیگری را در آن منطقه پیدا میکردند. مثلاً بهار سال 61 به همراه «ضابطی» که نفر سوم، چهارم سازمان منافقین حساب میشد چند خانه تیمی اطرافش را هم در تهرانپارس زدند و به دنبال آن سازمان منافقین در داخل کشور فلج شد.
حالا در سطح بالاتر نفوذ هم همین است، شما اگر به یکی مشکوک شدی که نفوذی است، باید ببینی چه کسانی از این فرد حمایت میکنند؟ به ویژه در مقاطع خطر، شما باید ببینی آن موقع که فلان شخص در انفجار حزب جمهوری و دفتر نخست وزیری زیرسئوال رفت، چه کسی نجاتش داد؟ ما نمیگوییم آن آدمی که نجاتش داد حتماً نفوذی دشمن است اما ....
** نفوذیهایی که مانع لو رفتن شبکه انفجار حزب جمهوری و نخست وزیری شدند؟
* تسنیم: کسانی که هدایت میکنند و حامی پشت پرده هستند، آیا میشود که کارشان به صورت آگاهانه یا ناآگاهانه باشد؟
- قره باغی: احسنت، می خواهم همین را بگویم. مثلاً حداقل در دو مقطع آن مسئول جان فلان شخص را نجات داد، در حالی که آن فرد باید اعدام میشد، آن دیگری هم باید اعدام میشد یعنی با دادگاهی کردن این افراد و نهایتا با اعدام اینها شکبه لو میرفت و کار تمام میشد، اما یک شبکهای فعال شد و اینها را نجات داد.
* تسنیم: خب امکان ندارد که این ناآگاهانه باشد....
- قره باغی: نه، چگونه میتواند ناآگاهانه باشد؟ به این نحو که آن حلقهای که به آن مسئول مشاوره میدهد، آن نقش تصمیمسازی بسیار مهمتر از تصمیمگیری است
* تسنیم: یعنی اگر در فرد تصمیمگیر نتوانند نفوذ کنند، در تصمیمسازی نفوذ میکنند. شما آن مسئول مورد نظر در انفجار حزب جمهوری اسلامی و دفتر نخست وزیری را در لایه تصمیمگیران میگذارید یا تصمیمسازها؟
- قره باغی: ما میگوییم آن مسئول را مدیریت کردند و او آن نفوذی را نجات داد، اصلاً پرونده را مخدوش کرد و همان فرد در سخنرانیاش گفت که به نیروهای انقلاب انگ می زنند. درحالی که باید میگذاشت پرونده مسیر خودش را پیش میرفت. بعد از این را ببینید که شبکه چه کار میکند؟ شبکه نفوذ دید اگر ربانی املشی بماند، کار تمام است و شبکه نابود میشود، بنابراین ربانی املشی را شهید کردند و یکی از خودشان جای شهید ربانی املشی را گرفت و پرونده تمام شد. امام هم راهی جز مختومه اعلام کردن پرونده نداشت و الا پروندهای که باید موجب نجات انقلاب میشد، به شکست انقلاب منجر میشد. امام دید این پرونده به ضرر انقلاب تمام میشود و از طرفی جنگ است و لیبرالها از بین رفتهاند و جبهه انقلاب یکپارچه شده است و عرصههای مختلفی را مدیریت میکند، در چنین شرایطی یک جریانی بازی را بر هم میزند، به همین خاطر امام گفت پرونده 8 شهریور مختومه است. چون اگر امام اصرار میکرد نه تنها پرونده به نتیجه نمیرسید، بلکه این جریان حذفها را شروع میکرد و همچنین در اوایل انقلاب اختلاف در جبهه انقلاب عمیق میشد و ضرر آن بیشتر بود. لذا امام تیزبین بود، دید که این پرونده انتهایش به جایی ختم نمیشود و دارد در شرایط جنگ به کشور ضربه میزند.از هیمن رو کار را تمام کرد.
** شبکه نفوذ همچون اسب تروا عمل میکند/هدف؛ فروپاشی از درون
پس این لایه حمایت بود، در کنار این لایه، یک لایه هم لایه عملیات است، حالا عملیات ممکن است از جنس نوع اول یعنی جاسوسی، یا از نوع دوم یعنی ترور و یا از نوع سوم یعنی استحاله باشد، در بحث استحاله یک مأمور نفوذی اینگونه نیست که به راحتی کشف شود، یک مأمور نفوذی ممکن است نفوذ کند و در سیستم رشد کند تا لیدر یک حزب شود، رشد کند و به پست وزارت برسد با هدفهای مهمتر مثل قبضه قدرت و ایجاد انحراف و اخلال و ناکارآمدسازی سیستم و ... بعد چه کار کند؟ بعد همه کار میتواند انجام دهد. بعد میتواند از درون حاکمیت شبکههای نفوذ را حمایت کند، آدمهای خود را بچیند و اصلاً عرصه را به دست بگیرد، مثل اتفاقی که الان افتاده است. در طول این سالها، شبکههای نفوذ در بدنه حاکمیت شکل گرفته است، یک عده آگاهانه و یک عده ناآگاهانه دارند در این شبکه ایفای نقش میکنند. پس در این مرحله مأمور نفوذی باید در سیستم بماند تا تثبیت شود، آن وقت در فرایند نفوذ میگوییم مرحله اولش هویتسازی است، یعنی یک کسی یا یک تفکر میخواهد نفوذ کند، اولین مرحلهاش هویتسازی یا همان همرنگ شدن و استتار است. برای فهم این نوع نفوذ «پولُس» مثال خوبی است، «پولُس» که میخواهد در مسیحیت نفوذ کند -کسی که حکم اعدام حضرت مسیح را داده است- اول مسیحی میشود، میگوید من از یهودیت بریدم و به حقانیت مسیح رسیدم که به دنبال آن در مسیحیت رشد میکند و عالم میشود و معارضین و مسیحیت حقیقی را قلع و قمع میکند که امروز شاهدیم دیگر مسیحیتی وجود ندارد، لذا مسیحیت صهیونیست نتیجه آن حرکت است. دشمنترین دشمنان یهود چه کسی باید باشد؟ مسیحیت. پس مسیحیت صهیونیست یعنی چی؟ این یعنی اینکه دیگر مسیحیتی وجود ندارد، پشتش یهود است، پاپ و غیره همه بازی است، همه دست یهود است، بنابراین نوع سوم نفوذیها اینهایی هستند که می آیند آهسته آهسته از درون مثل اسب تروا عمل میکنند، تا انقلاب را مال خود کنند، حکومت را مال خود کنند.
** مراحل کار یک نفوذی؛ از هویت سازی و تماس تا تثبیت موقعیت
* تسنیم: یعنی همان انقلاب در انقلاب...
- قره باغی: دقیقا؛ انقلاب در درون انقلاب علیه انقلاب، همان آنتیتز که آقا فرمودند. دشمن می خواست اول انقلاب با آنتیتز انقلاب، انقلاب را به زمین بزند. انقلابهای مخملی و رنگی هم یکی از اصولش همین است، اصطلاح "پرندگان گردن چرخان" در انقلابهای رنگی همین است که میگوید، کسانی باید بیایند انقلاب را رهبری کنند که از جنس خود آن حکومت هستند. شما نگاه کنید رهبران تمام انقلابهای رنگی و مخملی چه کسانی هستند؟ همه از مقامات همان رژیم سابق هستند.
برای مثال رئیس جمهور چک رهبر انقلاب مخملی چک میشود، نخست وزیر صربستان، نخست وزیر اوکراین، وزیر دادگستری گرجستان یا در ایران هم نخست وزیر دوران امام رهبر انقلاب رنگی یا مخملی میشوند. بنابراین هویتسازی مهم است، یعنی این کسی که الان در رأس فروپاشی از درون قرار گرفته، ممکن است استحاله شده باشد، یعنی قبلاً آدم خوبی بوده و الان استحاله شده است، یعنی از آن مسیر اصلی انقلاب برگشته و آلوده به دنیا است، همه انقلابها را نگاه کنید از این چیزها هست، در انقلاب روسیه هست، در انقلاب چین هست، در انقلاب فرانسه هست، همه جا هست. این یک قاعده است که «ابن خلدون» هم در مقدمه کتاب فلسفه تاریخ خود، در بحث چرخه تمدنها از تقلب تا مرگ میگوید این یک جبر تاریخی است، یک قاعده است، یک چرخه است که تمدنها ظهور و سقوطشان این طور است که بادیه نشینهای سلحشور و جنگجو که عادت به زندگی در شرایط سخت دارند دور هم جمع میشوند، قوی میشوند، حمله میکنند به شهرنشینان و تمدنی را سرنگون میکنند، چرا موفق میشوند؟ چون شهرنشینها عادت به زندگی در شرایط سخت ندارند، عافیت طلبند، اشرافی شدهاند، یک عده طبقات به وجود آمده است.
اما بادیه نشینها اینگونه نیستند، یک دست هستند و معلوم است که آنها پیروز میشوند. بعد اینها میآیند پیروز میشوند، مستقر میشوند تمدن تشکیل میدهند و بعد از سالها، اینها هم شهرنشین و عافیتطلب میشوند، طبقات به وجود میآید، اشرافیت به وجود میآید. در این سالها بادیه نشینهای دیگری دارند جمع میشوند که نهایتا اینها هم به یک قدرت عظیم تبدیل میشوند و حمله میکنند و شهرنشینها را سرنگون میکنند و این در تاریخ مرتب ادامه دارد و سلسلههای حکومتها یعنی همین؛ آق قویونلوها ، قره قویونلوها، سلجوقیها، ساسانیها و هخامنشیها و همه این داستانها در کشورهای دیگر هم هست، در آفریقا و همه جای دنیا هست، همه اینها از این قاعده نشأت میگیرد، یعنی چرخه تمدنها. دشمن هم میآید روی همین سرمایهگذاری میکند، دشمن میآید انقلابیونی که آمدند و میدان را از دست دشمن و دوستِ دشمن گرفتند، روی همینها سرمایهگذاری میکنند که در انقلاب خودمان هم این اتفاق افتاد، میآیند اینها را آلوده و از مسیر منحرف میکنند، یا با خودشان همراه میکنند و پس از اینکه اینها را از آن حال انقلابیشان خارج کردند، اینها آماده سقوط و سرنگونیاند. پس هویتسازی اینگونه است. بعد از هویتسازی می شود تماس، یعنی این فرد که برای خودش یک هویت انقلابی درست کرده، یک هویت همرنگ با آن هدف و با محیط هدف پیدا کرد میآید ارتباط میگیرد، وصل می شود و مرحله سوم مرحله تثبیت است، یعنی این که ارتباط گرفت و نفوذ کرد برای خودش موقعیتی کسب میکند، آن نوع سوم نفوذیها را داریم میگوییم که مأموریتشان مأموریت دراز مدت است...
** دلیل اعدام نشدن عوامل اصلی فتنه 88 تثبیت موقعیت نفوذیها در نظام
* تسنیم: آیا این نوع از نفوذ در حوزه تصمیمسازی و تصمیمگیری هم وجود دارد؟
- قره باغی: بله همه جا وجود دارد. این فرد که در جایگاهش تثبیت شد، رشد میکند و شما یکباره میبینید طرف وزیر شده و حزب و پایگاهی دارد، چطور میخواهید بگویید این فرد جاسوس است؟ سندی هم ندارید، این که کاری نکرده و سندی هم نفروخته و حامیانی پیدا کرده، پایگاه اجتماعی پیدا کرده است. شما میگویید پرونده هشت شهریور ابهاماتی دارد، میگویند از این حرفها زیاد میزنند. پرونده فلان، ارتباطات فلان، فلان جا رفته است. ضمن اینکه در طول این سالها این کار خودش را کرده، اثر فرهنگیاش را هم روی جامعه گذاشته، جامعه دیگر حساسیتش را هم نسبت به این چیزها از دست داده است، لذا اتفاقاتی که این سال ها افتاد، سال 88 به بعد افتاد، اگر اول انقلاب میافتاد عوامل اصلی فتنه اعدام میشدند، اما چرا الان اعدام نشدند؟ جامعه حساسیتش را از دست داده، مسئولین هم حساسیتشان را از دست دادهاند، لذا اتفاقات و جرائمی که در سال 88 اتفاق افتاد، یک دهمش کافی بود برای اعدام.
** فرهنگسازی، نهادسازی و شبکهسازی؛ مراحل انقلاب مخملی
* تسنیم: دلیل کاهش حساسیت جامعه و مسئولین در برابر عملکرد این افراد چیست؟ یعنی این صحنه سازیها افراد را فریب میدهد و اینها باورشان نمیشود که فلان فرد میتواند نفوذی باشد؟
- قره باغی:بله برای اینکه آن شبکه نفوذ اثر خودش را گذاشته است، اصلاً انقلابهای مخملی یک قاعدهای دارد. هر انقلاب و هر تغییر بنیادینی سه مرحله است؛ فرهنگسازی، نهادسازی، شبکه سازی. در مرحله فرهنگ سازی امثال سروش کار خودشان را کردهاند، اثرشان را گذاشتهاند، سبک زندگی اثر خودش را گذاشته، آلودگی مسئولین اثر خودش را گذاشته است. مسئولین را چه کسی آلوده کرده؟ سازمان یافته و غیر سازمان یافته، هم خودشان وسوسه شدند و هم یک شبکهای سازمان یافته اینها را آلوده کرده است. همان طور که می فرماید:«الناس علی دین ملوکهم»، مردم جامعه هم اینها را دیدند، لذا جامعه حساسیتش را از دست داده است. معاویه دینی را که در شامات تزریق می کرد، آن دین نسبت به کاخ نشینی حساس نبود، همان زمان که مردم به کاخ نشینی معاویه حساس نبودند، همان زمان در مکه و مدینه اگر خلیفه یک ذره میخواست با ظاهر اشرافی متجلی شود و اشرافی نشان بدهد، جامعه همان زمان جلویش میایستاد و ایستادند ولی همین مردم و مسلمانانی که در صدر اسلام حساس بودند، بعد میبینیم مردم شامات تحت همان اشرافیت و سبک زندگی اشرافی معاویه میآیند جهاد میکنند، این همان فرهنگسازی است، یعنی تغییر ذائقه جامعه. لذا نفوذیها و شبکه نفوذ هم نمیآید یک شبه و یک ساله و ده ساله .....
** زمانی محتشمی پور گفت برویم کمک صدام! این یعنی بازی در پازل جریان نفوذ
* تسنیم: یعنی شبکه نفوذ و نفوذی برای ماموریت خود دارای یک صبر استراتژیک است...
- قره باغی: بله، همینطور است. امام راحل فرمودند دشمن گاهی 20 سال، 30 سال روی یک روشنفکر یا یک روحانی کار میکند که او را استحاله، جذب و نفوذ بدهد. حضرت آقا در مورد فتنه 88 فرمودند خدا میداند چند سال دشمن روی این فتنه کار کرده، شاید 20 سال، در یک جای دیگر فرمود من یقین دارم بیش از 10 ، 15 سال کار کرده است برای فتنه 88 که سروش هم تأیید کرد و گفت که بالاخره زحمات 20 ساله ما نتیجه داد. کدام زحمات؟ فرهنگ سازی. پس در دوره تثبیت این شبکه نفوذ موقعیتش استحکام پیدا کرده، یارگیری کرده، نهاد سازی کرده، شبکه سازی کرده، از اینجا وارد می شویم به مأموریت نفوذیها. اولین مأموریت نفوذیها از نوع سوم و شبکه نفوذ تهی سازی از درون است، که تعبیر به استحاله میشود. نفوذ که اتفاق افتاد، حالا چی؟ استحاله؛ تهی سازی از درون. «فرانسوا توال» نویسنده معروف فرانسوی هم بر این تأکید نکته میکند و میگوید شیعه را با تهیسازی از درون باید بزنیم، برهمین اساس شیعه انگلیسی مأموریتش تهیسازی شیعه از درون است، افراط و تفریطهایی که در جهان شیعه دارد به وجود میآید، برای تهیسازی از درون است. یکی با افراط تهیسازی کند، یکی با تفریط. امیرالمؤمنین(ع) می فرماید:"الیمین و الشمال مضلّة و الطریق الوسطی هی الجادّة؛ انحراف به چپ و راست هر دو غلط و گمراهی است و راه درست طریق میانه است" (نهج البلاغة / ترجمه دشتى، ص: 61). اسلام و مکتب امیرالمؤمنین و مکتب امام صادق (علیهم السلام)، نه طرفدار افراط و نه طرفدار تفریط است. امرٌ بین الامرین سو الطریق الوسطی. حق، هر آنچه است که اسلام گفته، هر چه که شرع گفته است. تهیسازی یعنی اضافه کردن هر چیزی که از جنس دین و انقلاب نیست، چه جنبه افراطی و چه جنبه تفریطی داشته باشد. آنهایی که امروز تفریط میکنند، میگویند اعتماد سازی، میگویند مذاکره، میگویند رابطه، میگویند تسلیم، در حالی که همینها یک روزی میگفتند لشکر کشی به اسرائیل. همینهایی که امروز دارند میگویند در مقابل آمریکا بایدکوتاه بیاییم، وقتی آمریکا به صدام حمله کرد، گفتند از صدام دفاع کنیم. وقتی آمریکا به افغانستان حمله کرد باز همینها گفتند باید از طالبان دفاع کنیم. هدف شان چه بود؟ هدف اینها این بود که کشور را درگیر یک اتفاقاتی کنند، یک جنگی که اجماع جهانی راحتتر علیهاش اتفاق میافتاد، تا نابودش کنند. و اینجا درایت و هوشمندی حضرت آقا مثل امام (ره) مانع شد والا اگر کار دست اینها بود ما را درگیر جنگ میکردند چه در عراق، چه در افغانستان، آمریکا هم اجماع جهانی ایجاد میکرد و بهترین فرصت برای حمله به ایران و تمام کردن کار کشورمان بود. چه کسی داشت این کار را انجام میداد؟ شبکه نفوذ. باز در جریان حمله به عراق، محتشمی گفت برویم کمک صدام که خالدبن ولید است، من محتشمی را نفوذی نمیدانم، ولی محتشمی در شبکه نفوذ و در پازل نفوذیها ایفای نقش میکند ولی نمیفهمد. نفوذیها کارشان را بلدند، حضرت آقا در جایی فرمودند گاهی دشمن با چند واسطه حرف خود را از زبان موجهین میزند.
** تهیسازی و ناکارآمدسازی نظام؛ ماموریت نفوذیها/ردپای نفوذ در اظهارات اخیر برخی از مسئولان
بعد از تهیسازی، مأموریت دوم نفوذیها ناکارآمدسازی است، یک انقلابی کردیم، ادعاهایی داشتیم، اما در اثر افراط و تفریطها و تهیسازی که اتفاق افتاد انقلاب نتوانست جامعه را به اهداف خودش برساند، نتوانست شعارهایش را محقق کند، که این یعنی ناکارآمدی. چه اتفاقی میافتد؟ بین مردم و نظام گسست ایجاد میشود؛ چراکه مردم نظام را ناکارآمد میبینند. لذا آنجاهایی که شما میبینید ناکارآمدی هست، ناکارآمدسازی هست، دم از ناکارآمدی میزنند، آن جا رد پای نفوذ را باید پیدا کرد. وقتی مسئولی میگوید "ما به جز پخت آبگوشت بزباش و قورمه سبزی در هیچ تکنولوژی صنعتی نسبت به جهان برتری نداریم" باید رد پای نفوذ را پشت این حرف پیدا کرد.
** نامه 4 وزیر ارائه تصویری از ناکارآمدی نظام بود
* تسنیم: و یا آنجا که مسئول دیگری برای چندمین بار میگوید باید برای مدیریت صنایع از خارج مدیر وارد کنیم....
- قره باغی: بله، اینگونه موضعگیریها یعنی دارد میگوید که ما ناکارآمد هستیم، کسی که این حرف را میزند خودش نفوذی نیست اما در شبکه نفوذ عمل میکند، اینکه میگوید ما ناکارآمدیم، ما نمیتوانیم، آمریکا میتواند ما را نابود کند و در کنار این چنین حرفهایی، یک جاهایی هم اختلال میکنند، بنابراین ناکارآمدی ملموس میشود؛ مثلاً چهار تا وزیر نامه بزنند که بحران خواهد شد، تصویری که همه این اقدامات برای افکار عمومی درست میکند، تصویر ناکارآمدی است و اگر ناکارآمدی تثبیت و به باور مردم تبدیل شود، یعنی این نظام آماده فروپاشی است، آماده سقوط است و اصلاً از همین باب است که تفرقه و اتحاد معنا پیدا میکند و از همین باب است که میفهمیم چرا بزرگان، زمانی که جامعه در خطر تفرقه قرار میگیرد کوتاه میآیند، دشمن هم این را فهمیده است، آن جاهایی که میخواهد رهبر جامعه دینی را کنار بزند، عقب بزند، او را تهدید به تفرقه میکند، برای تفرقه اعتبار سازی میکند، لذا شما تاریخ اسلام را نگاه کنید، کجاها ائمه ما کوتاه آمدند؟ آن جاهایی که دیدند خطر تفرقه هست، امام راحل چرا میگوید پرونده 8 شهریور مختومه؟ چون میبینید که آخر این راه تفرقه است. آقا امیرالمؤمنین چرا خانه نشین میشود؟ چون میبیند تفرقه است، لذا حضرت میگوید هر کس دم از تفرقه زد او را بکشید حتی اگر من باشم، «ولو تحت عمامتی هذا». افلاطون میگوید هیچ تمدنی سقوط نکرد مگر اینکه ابتدا در بین حاکمان آن تمدن اختلاف افتاد که شما را ارجاع میدهم به مقاله محمدرضا تاجیک با عنوان «چیست یاران طریقت بعد از این تدبیر ما»، آنجا میگوید 5 گسست اتفاق خواهد افتاد، ولی شما بخوانید باید بیفتد؛ گسست بین مردم و حاکمیت، گسست بین نخبگان و حاکمیت، گسست بین نخبگان با نخبگان، گسست بین مردم با مردم، که مهم ترینش گسست بین مردم و حاکمیت است، چه زمانی گسست اتفاق میافتد؟ زمانی که مردم احساس کنند این نظام ناکارآمد است، وقتی گسست اتفاق افتاد یعنی گام اول فروپاشی.
* تسنیم: با این اوصاف و توضیحات، اخباری پی در پی که برخی افراد و رسانهها از اختلاس منتشر میکنند هم بازی در این پازل است؟
- قره باغی: همه اینها در آن پازل است. برای مثال وقتی به یک مقام ارشد دولتی میگویند تو گزینه ما برای ریاست جمهوری آینده هستی، میخواهی رأی بیاوری؟ باید رأی رهبری و مردم را داشته باشی، چهطور میتوانی رأی این دو را داشته باشی؟ هر دوی اینها به یک چیز حساس هستند؛ فساد اقتصادی، پس علیه فساد اقتصادی حرف بزن، که او هم شروع میکند، میگوید فسادی که در فلان دولت بود، از زمان مشروطه تا به امروز چنین فسادی نبوده، مدام میگوید فساد، فساد، فساد و فساد که البته این مسئول نه نفوذی و نه خائن است ولی در پازل شبکه نفوذ حرکت میکند.
مردم میبینند که قوه قضائیه میگوید فساد، دولت میگوید فساد، همه میگویند فساد. پس یعنی این نظام فاسد است. اما این مسئول متوجه نیست که اولاً جبهه شما فاسدتر است یا جبهه رقیب شما فاسدتر بود؟ ثانیاً عیبی ندارد، با فساد مبارزه کن، اما ببین شرع به شما چه میگوید؟ قانون به شما چه میگوید؟ اگر پروندهای داری، ارائه کن تا رسیدگی شود. اولین منادی مبارزه با فساد خود رهبر انقلاب است، اولین پیگیرش هم خود ایشان هستند ولی حتی یکی از توصیههای رهبری را نه احمدینژاد، نه خاتمی و نه شما عمل کردید، هیچ کس عمل نکرده است، فقط شعار میدهید. دشمن هم همین را میخواهد، دشمن بدش نمیآید شما میگویید فساد فساد فساد. BBC را نگاه کن، VOA را نگاه کن همه این رسانههای معاند اختلافات را برجسته کرده و میگویند که همه اینها فاسد هستند. لذا این میشود مقدمه فروپاشی. مرحله فرهنگ سازی، آنجا بود که تهی سازی کردند، مرحله نهادسازی آنجاست که ناکارآمد می شود. وقتی نظام ناکارآمد بود نهادهای مدنی آرام آرام شکل میگیرد. شبکه سازی که انجام میشود این شبکه آماده این است که از درون این نظام را منهدم کنند که این البته بحث مأموریت نفوذ یک بحث بسیار مفصلتری است، اما در اینجا بیشتر بحث اصلی ما مأموریت و فرایند نفوذ است.
** نحوه شناخت نفوذیها سوابق، روابط و مواضع آنهاست/اگر فردی سوابق، روابط و مواضعش بد بود حتما نفوذی است
* تسنیم: این دست از نفوذیها را چطور میتوان شناخت؟
- قره باغی: سرفصل چهارم که می خواستم اشاره کنم، شاخصهای شناخت نفوذیها است، اینکه چگونه نفوذیها را بشناسیم؟ نحوه شناخت نفوذی سوابق افراد است. خب شاید سوابق بد بوده و توبه کردهاند، شاخص دوم روابط افراد است و شاخص سوم مواضع افراد است، اگر هر سه اینها خراب بود، دیگر نمیتوانیم اغماض کنیم، متأسفانه الان با کسانی روبرو هستیم که سوابق شان خوب بوده، اما روابط امروزشان چی؟ مواضعشان چی؟ نمیشود هر سه اینها خراب باشد، بعد شما بگویید که انشاء الله گربه است.
حضرت آقا در لشکر 10 بحث نفاق را باز کردند، ایشان فرمودند نفاق را چگونه بشناسیم؟ از همسویی با دشمن، وقتی یک کسی 1 بار، 2 بار، 10 بار، 100 بار حرف دشمن را تکرار میکند، وقتی یک کسی هر چه میگوید دشمن کف میزند، یعنی مشکوک است یا خودش نفوذی است یا تصمیمسازانش نفوذی هستند، باید برویم رویش زوم کنیم، چرا این فرد گاف میدهد؟ وقتی یک مربی میبیند یک بازیکن مرتب گل به خودی میزند حتما او را از زمین بیرون میکشد. شاید آن بازیکن پول گرفته، شاید بازیاش خراب است، خب یک کسی مرتب دارد گل به خودی میزند، دائماً دشمن دارد لذت میبرد و برای او کف میزند، کسی که حرفهایش آب به آسیاب دشمن میریزد، کسی که حرفهایش هیچ کمکی به انقلاب نمیکند، این مشکوک است ولو اینکه سابقهاش خوب باشد، ولو اینکه حتی روابطش هم امروز خوب باشد، مواضع مهمتر است، منتهی چرا باید سه تا را با هم دید؟ چون ممکن است مواضع از بی بصیرتی باشد، در این صورت باید رفت سراغ تصمیمسازان و دور و بریهایش را دید. اما اگر هم مواضع، هم روابط و هم سوابق فردی خراب بود، این دیگر خود نفوذ است، دخالت تصمیم ساز معنا ندارد. این خلاصه آن شکل و چارچوب بحث بنده است، با این توضیحات در عرصه نفوذ فکری، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی با همین فرایند و قالب پر از مصداق است. یعنی شما همه مصادیقی که میشنوی، اطلاعاتی که آقایان به شما میدهند بریزید در این قالب معنا پیدا میکند. وقتی فردی را بررسی میکنی میبینی این آدم در فتنه 88 اینگونه گفت، این آدم در سال 78 اینگونه گفت، اول انقلاب روابطش اینگونه بوده، الان هم اینطور است که خطا است؛ این مشکوک است. الان هم دارد میرود میآید، الان هم در مقاطع حساس از پشت خنجر میزند، یک حرفش کار را خراب میکند، یک حرفش دشمن را جری میکند، پس باید در این فرد شک کرد. حضرت آقا فرمودند بزرگترین جرم فتنهگران در سال 88 این بود که دشمن را دوباره امیدوار کردند. آن کسی که در داخل پالس میدهد میگوید آقا اینجا اوضاع اینطوری است ما وضع مان خراب است، دارد پالس می دهد و این مشکوک است.